با کسى جدال و نزاع نکن که بهاء و ارزش خود را از دست مىدهى، با کسى شوخى و مزاح ناشایسته و بىمورد نکن وگرنه افراد بر تو جرى و چیره خواهند شد.
مولا علی (ع)
باتشکر از خانم عطائی و پوزش بخاطر تاخیر چند روزه dr-chamran
چون مولایم علی گفت وای بر انسانهای بی تفاوت ومیانه رو سعی میکنم جواب حرفاتون را تا جایی که می تونم بدم.و تا جایی که می تونم از حرفی که فکر می کنم حق دفاع کنم با سند .البته من به این مطلب اذعان دارم که حق شناسه واقعی خداست وشاید روزی برسه که من هم مثله استاد شریعتی بخواهم حرفهایم را تصحیح کنم البته بحثم در مورده شباهت مسئله بود نه خدایی نا کرده برابری.1.در جواب حرف خانم معصوم.همون امام در جایی از حرفاش می گه باید به رای اکثریت اهمیت داد کاری که در حال حاضر یک عده انجام نمی دهند.(((اگر ده مرتبه این طور اتفاق بیافتد که یک عدهای که اکثریت _فرض کنید_هستند.اینها یک چیزی بگویند.یک عدهای هم که در اقلیت هستند چیزه دیگری بگویند.برود در شورای نگهبان شورای نگهبان اکثریت را رد کند.نقض کند اگر چندین بار این اتفاق بیافتد مردم ازرده می شوند.یعنی ان شناخت از شما ممکن است یک وقت خدایی نا کرده اتغییر بکند واین از بزرگترین خطرهایی است که برای مجلس اسلامی وبرای اسلام است.)))صحیفه نور ج17 ص163..
2.در جواب این که شما آیه لااکراه.......فی دین راسپر کردید ودیگر آیات را نا دیده گرفتید.(((تقریبا بسیاری از روشنفکران ما هستند افراد تحصیل کرده هستند که اینها ادعای اسلام شناسی می کنند .لکن از اسلام بی اطلاعند یک جنبه یا یک جنبه هایی را در آن مطالعه می کنند و مسائلی را در آنجا مثلا می فهمند.لکن جنبه های زیاد دیگری که در اسلام هست توجه نمی کنند)))صحیفه نور ج18 ص 231. 3. (من بر امتم نه از مومن می ترسم نه از مشرک .چرا که مومن ایمانش او را باز می دارد ومشرک را خداوند بوسیله شرکش نابود می سازد.تنها از شر کسانی می تر سم که در دل منافقند.ودر زبان دانا سخنانی دارند دل پسند ولی اعمالی زشت ونا پسند)نهج البلاغه نامه 41.سعی کردم این دفعه حرفی از خودم نزنم تا کاسه از اش داغ تر نشم.ویک جواب کلی از جنس حرف خودتون به کل مطلب .نمی شه هم خدا رو خواست هم خرما
زنده باد مخالف من
ما اگر نمی خواستیم بشنویم که جواب نمی دادیم.
باتشکرdr-chamran
باتشکر از معصوم dr-chamran
خانم عطایی،
سلام
من فکر میکنم که امام حسین دقیقا به "لا اکراه فی الدین" عمل نموده اند چون هیچ کس را مجبور به بیعت نکردن با یزید و یا همراهی ایشان تا کربلا نکردند.
امام حسین برای بیعت نکردن با یزید هجرت را برگزیدند. حتی اعلام جنگ علیه یزید را هم نکردند و شما میدانید که شروع کننده جنگ یزیدیان بودند نه امام حسین.
آیا شنیده اید که بگویند امام حسین رفتار توهین آمیزی با مسلمانان مدینه یا مکه داشته باشند تنها بدین دلیل که او را و دین جدش را یاری نمی کنند؟
حرف من این است که بگذاریم کرامت انسان حفظ شود. آیا میدانید امام خمینی در جواب کسانی که مخالف برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی بودند تنها به دلیل اینکه ظواهر امر حاکی از موافقت همه مردم با جمهوری اسلامی است و دیگر نیازی به برگزاری رفراندوم نیست چه بود؟
آقای دکتر طباطبایی نقل میکنند که امام فرمودند باید انتخابات انجام شود تا آیندگان نگویند جمهوری اسلامی بر مردم تحمیل شده است.
این یعنی اینکه اگر مردم آن زمان به گزینه دیگری رای میدادند امام به رای مردم عمل میکردند.
پس باید بدانیم که حق نداریم کاسه داغتر از آش شویم.
خدا به همه مومن و کافر به یک اندازه حق حیات داده است.
دموکراسی اسلام با همین آیه روشن و واضح است:
لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی"
همه کارهایی که امروزه به نام اسلام انجام میشود به نظر بنده دین ستیزی است و
به جای جذب افراد به سمت دین آنها را از دین گریزان می کند چون افراد عوام که دین را خوب نمی شناسند آنچه به نام دین به آنها خورانده میشود را به عنوان دین میشناسند.
یاد شهدای هفت تیر و شهید بهشتی را گرامی می داریم.روحشان شاد وقرین رحمت الهی
در جواب خانم عطایی ذکر دو نکته حائز اهمیت است:
1)چرا قرآن آخرین کناب آسمانی است و چرا محمد (ص) خاتم الانبیا؟مگر نه اینکه سطح فهم و درک مردم به اندازه ی کافی رشد کرده بود؟مگر نه اینکه این روند به صورت صعودی رشد کرده تا امروز؟
می دانیم در زمان پیامبر هم یهودیان در مدینه در کنار مسلمانان زندگی می کردند و مطابق آیین خود رفتار می کردند ومحمد (ص) آنها را به رسمیت می شناخت و حتی با آنها پیمان بست.حسین(ع) برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد درست.اما نهی از ظلم ستیزی و اسلام معاویه و امر به آزادی و آزادگی.قیام حسین(ع) عین آزادیخواهی است.
2)به 3 بند از منشور حقوق بشر اشاره می کنم:
۱.ماده ٢
هر كس میتواند بی هيچ گونه تمايزی، به ويژه از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دين، عقيده سياسی يا هر عقيده ديگر، و همچنين منشا ملی يا اجتماعی، ثروت، ولادت يا هر وضعيت ديگر، از تمام حقوق و همه آزادیهای ذكرشده در اين اعلاميه بهره مند گردد.
به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد كه مبتنی بر وضع سياسی، قضايی يا بين المللی كشور يا سرزمينی باشد كه شخص به آن تعلق دارد، خواه اين كشور يا سرزمين مستقل، تحت قيمومت يا غير خودمختار باشد، يا حاكميت آن به شكلی محدود شده باشد.
۲.ماده ١٨
هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه، وجدان و دين بهره مند شود. اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد، در قالب آموزش دينی، عبادتها و اجرای آيينها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی، به طور خصوصی يا عمومی است.
۳.ماده ١٩
هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق، مستلزم آن است كه كسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در كسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افكار، به تمام وسايل ممكن، و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.
این در جواب اینکه حق با اکثریت است و اقلیت مجبور به تبعیت از اکثریت هستند.
اما در جواب معصوم:
آیه ی شریفه ی "لا اکراه فی الدین" برای زمان پذیرش اسلام است.در پذیرش اسلام هیچ اجباری نیست.اما اگر اسلام را پذیرفتی شایسته است که آنگونه که اسلام خواسته رفتارکنی و تسلیم در برابر حق باشی.البته اسلام ناب محمدی.اسلامی که سازگاربا هر زمان و مکان است.نه اسلام خشک و متحجرانه.
ببخشید به خاطر نقص های موجود.حوصله ی تفصیل و تفسیر را ندارم.اگر شبه و ابهامی هست بفرمایید تا رفع شود. dr-chamran
باتشکر ویژه از خانم عطائی.dr-chamran
خواهر عزیزم معصومه جان سلام
خواستم در جوابه حرفات حرفایی رو که واسه گفتن داشتم بنویسم.اول بزار یه مسئله رو واست روشن کنم.اگر تو خواهره عزیزم یه خواهره چادری هستی که چادرشو با یقین انتخاب کرده من هنوز به یقین نرسیدم واگر هم گاهی سرم میکنم واسه دله عزیزمه (مادر بزرگ)که فکر می کنه همه نجابت یه دختر به چادرشه.حالا از این حرفای بی منطق که بگذریم اصل حرفم:
امام حسین واسه چی شهید شد؟واسه چی 72 تا از عزیز ترین کساشو سپر بلا کرد ؟ واسه چی حتی از خون فرزند 7 ماهشم دریغ نکرد؟آره میدونم که میدونی اینا همه سوالاتی از نوعه استفهامه انکاری بود.آره واسه امربه معروف ونهی از منکر.اما تا حالا فکر کردی حسین در چه زمانی این کارو کرد؟در زمانی که هنوز 100 سال هم از اومدن پیامبر نگذشته بود.هنوز هم می شد کسایی رو پیدا کرد که اسلام ناب و بدونه واسطه رو از محمد دریافت کرده بودند.هنوز صدای گرم محمد توی گوشه همه بود.ولی ما انسانها زود نامردی میکنیم. زود حرفایه قشنگو یادمون میره.به نظر شما چرا حسین بیخیال نشد؟چرا نگفت خدا که گفته لا اکراه فی الدین؟هرکسو توی قبر خودش می زارندبه من چه؟ چرا نگفت من که نباید بهشون بگم اون اسلامی که من بهشون بگم که دیگه اسلام نیست؟تا حالا به اینا فکر کردی؟دوم.گفتی اول انقلاب چادر سر یه عده کردند.حالااگر از منطقم که بگذریم همیشه عرف در این نیست که حق با اکثریته؟اونا اکثریتی بودند که خودشون به این کار راضی بودند.حالا به نظرت حداقل واسه اون اسلامی که جمهوری مون داره یدک میکشه نباید یکم هم حق به اونا بدیم؟.سوما:در جواب حرفتون که گفتید شما معنی آزادی و نمی فهمید.میشه به من بگید آزادی یعنی چی؟من که توی این 20و چند سالی که عمر از خدا به امانت گرفتم غیر از این نفهمیدم.تا همیشه حرف از آزادی شده حرفه غربیارو پیش کشیدند که ببین اونا آ زادی دارندو.........آنگاه شیطان آدم وحوا را به وسوسه فریب داد تا زشتیهای پوشیده آنان پدیدار شد وبدروغ گفت خدا شما را از این نهی کرد جز براینکه مبادا در بهشت دو پادشاه شوید یا عمر جاویدان یابید.سوره اعراف آِیه 20.
ای مردم اگر از یاری حق باز نمی نشستید ودر خوار ساختن باطل سستی نمی ورزیدید کسانی که هم پایه شما نبدند در شما طمع نمی کردند ومدعیان نیرومندی بر شما سروری نمیافتند. ولی شما چون قوم بنی اسراییل سر گردان شدید به جان خودم که سرگردانی شما چند برابر افزون خواهد شد.........خطبه 165 نهج البلاغه.
اگه یک نگاهی به تصاویر اجداد مون بندازیم می بینیم پیش از اسلام هم محاسن در کشور ما رواج داشته.پس ریش در کشور ما زیاد هم نشانه ی اسلام نیست.
جد بزرگ کورش کبیر(روحش شاد)
کورش کبیر به همراه داریوش اول
منبع:نوروز
وی بعد از انقلاب از مخالفان اعمال پوشش و حجاب اجباری برای زنان بود و استفاده از آن را اختیاری عنوان میکرد.[۵] وی در مصاحبهای که در روزنامه کیهان ۲۰ اسفند ۱۳۵۷ منتشر شد نظر خود را چنین شرح داد:
| ” | اجباری حتی برای زنهای مسلمان هم نیست.چه اجباری؟ حضرت آیت الله خمینی نصیحتی کردند مانند پدری که به فرزندش نصیحت میکند راهنمائیش میکند که شما اینجور باشید به این سبک باشید.[۶ |
منبع:ویکی پدیا
با تشکر از معصوم.لطف کردید.باز هم از این کار ها بکنید.dr-chamran
خانم عطایی سلام
می خوام جواب سوالتون از خدا رو من بدم. این سوال که خدایا ما کجا اشتباه کردیم؟
ما همونجایی اشتباه کردیم که آیه "لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی" را خواندیم و نفهمیدیم معنی آن چیست. بگذارید بنویسم معنیش را چون باور دارم هر چقدر هم که معینیش تکرار شود باز کم است.
"هیچ اجباری در دین وجود ندارد براستی که راه درست از راه نادرست بطور آشکار روشن است"
ما این را خواندیم و از ضعف ایمان خود باور نکردیم که روح جوانانمان میتواند در فضایی کاملا آزاد را حق را تشخیص دهد به گفته صریح خود قران.
پس چه شد؟
آمدیم و در همان اول انقلاب به بهانه دین تمام ظواهر زهد را بر جوانان تحمیل کردیم، بگذارید صریحتر بگویم بعنوان مثال حتی سر اقلیتهای مذهبی خود نیز روسری پوشاندیم، اشتباه نکنید من خودم چادر را انتخاب کرده ام و گفتن زدن این مثال از روی عقده پوشش اجباری نیست.
ما ریش را نشانه مسلمان بودن و اجباری برای تمام ادارات قرار دادیم و برای مردان لباس آستین کوتاه پوشیدن را نشانه دشمنی با اسلام قلمداد کردیم. هنوز یادم می آید که در دبیرستان وقتی جوراب سفید میپوشیدیم از نمره انظباطمان کم میشد و من همیشه منافات این مسئله با روایتی از پیامبر در مورد پوشیدن لباسهای سفید و پاکیزه را بارها مرور میکردم و تنها نتیجه ای که می گرفتم این بود که ما در این جامعه هر بلایی دلمان بخواهد بر سر اسلام خواهیم آورد که نتیجه آن اسلام گریزی جوانان از اسلام خواهد بود.
آری شما راست می گویید جوانان ما از اسلام گریزانند ولی آن اسلامی که طی این چند سال توسط اینگونه جریانات به جوانان ما شناسانده شده است.
کلمه پنج حرفی" آزادی" که به آن اشاره کردید باید بگویم که هنوز معنی آن را هم نمی دانید این جوانان آزادی می خواهند تا خود اسلام را آنگونه که هست بشناسند
چون آنگونه که شناسانده اند من نیز رغبتی به آن ندارم.
به قول دکتر شریعتی، اسلام دین" نه" است و من دین آری را هرگز نخواهم خواست.
من از شک به یقین رسیدن را برای جوانان کشورم آرزو میکنم که اینگونه اسلام آوردن دژی محکم از ایمان در برابر دشمنان اسلام خواهد کشید.


