تبليغاتX
وبلاگ شهيد دكتر چمران

...گفتم «شما حالتون خوش نیست. مریض شده ین.»گفت «نه ، خوبم. » گفتم « تب ولرز کرده ین؟» سرش را انداخت پایین. گفت « نه عزیز، گرسنه م . » دو روز چیزی نخورده بود. همه جا را دنبال غذا گشتم ؛ هیچی نبود، هیچی . یعنی یک ذره خرما یا قند هم نبود. رفتم پیش خانمش. گفتم « این جا چیزی پیدانمی شود، بگذارید برویم داخل شهر.»گفت «نه.» قایم شده بودم توی انبار. بغض کرده بودم و از گونی نان خشک ها، جاهایی که کپک نداشت می شکستم و می گذاشتم توی سینی. گریه ام بند نمی آمد...
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 10:36 توسط حسن یزدانیان |

...خدایا من کوچکم ، ضعیفم ، ناچیزم ، پر کاهی در مقابل طوفانها هستم . به من دیده عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال ترا براستی بفهمم و بدرستی تسبیح کنم .

ای حیات با تو وداع می کنم با همه زیباییهایت ، با همه مظاهر جلال و جبروت ، با همه کوهها و آسمانها و دریاها و صحراها ، با همه وجود وداع می کنم . با قلبی سوزان و غم آلود به سوی خدای خود می روم و از همه چیز چشم می پوشم. ای پاهای من ، می دانم شما چابکید، می دانم که در همه مسابقه ها گوی سبقت از رقیبان ربوده اید ، می دانم فداکارید ، می دانم که به فرمان من مشتاقانه به سوی شهادت صاعقه وار به حرکت در می آئید ، اما من آرزوئی بزرگتر دارم ، من می خواهم که شما به بلندی طبع بلندم ، به حرکت در آئید ، به قدرت اراده آهنینم محکم باشید ، به سرعت تصمیمات و طرحهایم سریع باشید . این پیکر کوچک ولی سنگین از آرزوها ونقشه ها وامیدها ومسئولیتها  را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانید .ای پاهای من در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید . شما سالهای دراز به من خدمت کرده اید ، از شما می خواهم که در این آخرین لحظه نیز وظیفه ی خود را به بهترین وجه ادا کنید . ای پاهای من سریع وتوانا باشید ، ای دستهای من قوی ودقیق باشید ، ای چشمان من تیزبین وهوشیار باشید ، ای قلب من ، این لحظات آخرین را تحمل کن ، ای نفس ، مرا ضعیف وذلیل مگذار ، چند لحظه بیشتر  با قدرت واراده صبور وتوانا باش. به شما قول می دهم که چند لحظه دیگر همه شما در استراحتی عمیق وابدی آرامش خود را برای همیشه  بیابید وتلافی این عمر خسته کننده واین لحظات سخت و سنگین را دریافت کنید. چند لحظه دیگر به آرامش خواهید رسید،آرامشی ابدی.دیگر شما را زحمت نخواهم داد.دیگر شب و روز استثمارتان نخواهم کرد. دیگر فشار  عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد.دیگر به شما بی خوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد. از درد و شکنجه ضجه نخواهید زد. از گرسنگی و گرما و سرما شکوه نخواهید کرد. و برای همیشه در بستر نرم خاک، آرام و آسوده خواهید بود. اما این لحظات حساس ،لحظات وداع با زندگی و عالم، لحظات لقای پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد...(ادامه دارد)

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 10:20 توسط حسن یزدانیان |

هيچ نمى‏دانستم كه در دنيا آتشى سوزان‏تر از آتش وجود دارد! سوختم، سوختم، ولى اى‏كاش فقط سوزش آتش بود.

اى‏كاش مرا مى‏سوزاندند، استخوان‏هايم را خرد مى‏كردند و خاكسترم را به باد مى‏سپردند و از من، بينواىِ دردمندِ دل‏سوخته اثرى باقى نمى‏گذاردند.

 

                                                 منبع  :    http://aminsobhi.blogfa.com

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 9:3 توسط |

خدایا!
به من زیستی عطا کن که در لحظه های مرگ
بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم
ومردنی عطاکن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم
بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم
اما آنچنان که تو دوست داری
چگونه زیستن را تو به من بیاموز
چگونه مردن را خود خواهم آموخت....

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 17:19 توسط حسن یزدانیان |

سلام

الان خیلی خسته ام.اول به خودم میگم خسته نباشی.یک نامه تقریبا برای همه مراجع فرستادم .متن نامه رو می تونید در ادامه مطلب بخونید.من منتظر جوابم.یا علی  


.::ادامه مطلب::.
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 17:13 توسط حسن یزدانیان |

نزديك به يك سال مى‏گذرد كه در آتشى سوزان مى‏سوزم. كم‏تر شبى به‏ياد دارم كه بدون آب ديده به‏خواب رفته باشم و آه‏هاى آتشين قلب و روح مرا خاكستر نكرده باشد!

خدايا نمى‏دانم تا كى بايد بسوزم؟ تا چند رنج ببرم؟ در همه حال، همه جا و هميشه تو شاهد بوده‏اى. عشقى پاك داشتم و آن را به پرستش ذات مقدس تو ارتباط مى‏دادم، ولى عاقبتش به آتشى سوزان مبدل شد كه وجودم را خاكستر كرد. احساس مى‏كنم تا ابد خواهم سوخت. شمعى سوزان خواهم بود كه از سوزش من شايد بشريت لذت خواهد برد!

خدايا، از تو صبر مى‏خواهم و به سوى تو مى‏آيم. خدايا تو كمكم كن.

امروز 19 رمضان يعنى روزى است كه پيشواى عاليقدر بشريت در خون خودش غوطه مى‏خورد. روزى است كه مرا به ياد آن فداكارى‏ها، عظمت‏ها و بزرگوارى‏هاى او مى‏اندازد. از او خالصانه طلب همت مى‏كنم، عاشقانه اشك، يعنى عصاره حيات خود را تقديمش مى‏نمايم. به كوهساران پناه مى‏برم تا در... تنهايى، از پس هزارها فرسنگ و قرن‏ها سال با او راز و نياز كنم و عقده‏هاى دل خويش را بگشايم.

 

                                                                            منبع  :    http://aminsobhi.blogfa.com


.::ادامه مطلب::.
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 8:32 توسط |

من تصميم دارم كه از اين به بعد آدم خوبى باشم، دست از گناهان بشويم، قلب خود را يكسره تسليم خدا كنم، از دنيا و مافيها چشم بپوشم. تنها، آرى تنها لذت خويش را در آب ديده قرار دهم.

من روزگار كودكى خود را در بزرگوارى و شرف و زهد و تقوى سپرى كرده‏ام. من آدم خوبى بوده‏ام، بايد تصميم بگيرم كه مِن‏بعد نيز خود را عوض كنم.

حوادث روزگار آدمى را پخته مى‏كند و حتى گناهان مانند آتشى آدمى را مى‏سوزاند.

                                                                             منبع  :    http://aminsobhi.blogfa.com

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 9:22 توسط |

...خدایا تو را شکر می کنم که با فقر آشنایم کردی تا رنج گرسنگان را  بفهمم و فشار درونی نیازمندان را درک کنم .

خدایا هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است .

خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا می دانم ظلم چه گناه نابخشودنی است .

خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم زیرا کسی که انصاف ندارد ، شرف ندارد .

خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انسان همانا کفر خدای بزرگ است. خدایا مرا از بلای غرور وخودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم .

خدایا پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فریب زرق وبرق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند ...(ادامه دارد...)

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 4:33 توسط حسن یزدانیان |

در این ایام که نزدیک است به ولادت مولا علی (ع) حیفم اومد از کتاب «زیبا ترین سرود هستی»مصطفی که درباره مولا علی (ع) مطلبی نذارم به همین خاطر یه فصل ازاین کتاب رو گذاشتم براتون که بخونید و لذت ببزید.بزای مطالعه کامل کتاب بهhttp://www.chamran.org/books مراجعه کنید.

به خود اجازه نمي‏دهم كه برای شناخت علی كلمه‏ای بر زبان برانم و با قدرت عقل شخصيت او و زندگی پرماجرايش را تجزيه و تحليل كنم.
شناخت علی فقط به قدرت عشق ميسر است و فقط عشق اجازه دارد به حريم علی نزديك شود.
من هم فقط به قلب سوخته‏ی خود اجازه مي‏دهم كه از علی سخن بگويد و فقط به حرمت عشق جرأت مي‏كنم به علی نزديك شوك. اگر شعله‏ی عشق او در دلم زبانه نمي‏كشيد، ابداً به ساحتش جسارت نمي‏كردم و نامش به زبان نمي‏راندم.ولی چه كنم كه سرتاپای وجودم در آتش عشق او مي‏سوزد. هر وقت كه نام او بر زبان مي‏رانم يا ياد او بر دلم مي‏افتد، به خود مي‏لرزم، اشك از چشمانم فرو مي‏چكد، آتش دردناك و لذت‏بخشی وجودم را فرا مي‏گيرد، در او محو مي‏شوم، عاشقانه با او راز و نياز مي‏كنم، و روحم آشفته‏وار علي‏علی مي‏گويد…
آخر چگونه مي‏توان خدای بزرگ را پرستيد و به علی عاشق نشد؟ چگونه ممكن است به خدا كه كمال مطلق است چشم دوخت ولی كمال متعالی علی را نديده گرفت؟ عشق به علی جزوی از پرستش خداست...(در ادامه مطلب)


.::ادامه مطلب::.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 20:14 توسط حسن یزدانیان |

پیشاپیش ولادت مولا علی (ع) را تبریک می گم.

علی(ع) مردی است که در عین حالی که نیاز به معرفی ندارد ولی مردم امروز نیاز شدیدی به شناختنش دارند...علی که بود وچه کرد...کسی می تواند به این سوال پاسخ دهد که واقعا او را شناخته باشد...نه امثال من...به همین منظور در این پست نوشته ای از علی شریعتی یک علی شناس گذاشتم.امیدوارم لذت ببرید...

... سخن گفتن درباره علي (ع) بي‌نهايت دشوار است، زيرا به عقيده من، علي (ع) يك قهرمان يا يك شخصيت تاريخي تنها نيست. هر كس درباره علي (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسي كند، خود را نه تنها در برابر يك فرد، يك فرد برجسته انساني در تاريخ مي‌بيند، بلكه خود را در برابر معجزه‌اي و حتا در برابر يك مساله علمي، يك معماي علمي «‌اين خلقت» احساس مي‌كند. بنابراين درباره علي (ع) سخن گفتن برخلاف آنچه كه در وهله اول به ذهن مي‌آيد، درباره يك شخصيت بزرگ سخن گفتن نيست، بلكه درباره معجزه‌اي است كه به نام انسان و به صورت انسان در تاريخ متجلي شده است...

(بقیه در ادامه مطلب )منبع:http://www.noandish.com 


.::ادامه مطلب::.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 16:1 توسط حسن یزدانیان |

ندای عدم در کویر شریعتی

خبر گزاری آفتاب

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 15:32 توسط حسن یزدانیان |

 

آفتاب:« معتکلف برتر» عنوان جدیدی است که سازمان تبلیغات اسلامی برای افرادی که در مراسم اعتکاف، امتیازات بیشتری داشه باشند، در نظر گرفته است.

 
 

 به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی یکی از مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی در گفت و گو با خبرنگاران، علاوه بر این مطلب از ورود« خرافات و موارد نادرست» به سنت عبادی و معنوی اعتکاف خبر داد و گفت برای مقابله با این آسیب، از وجود مبلغان مذهبی برای حضور در این مراسم استفاده می شود.
وی در عین حال از  تصمیم سازمان تبلیغات اسلامی به گسترش اعتکاف به ماه های شعبان و رمضان  خبر داد. این، در حالی است که اصولا ورود نهادها، سازمان ها، ارگان ها و رسانه ها به امور عبادی و معنوی از قبیل اعتکاف و تعیین افراد برتر در این امر معنوی که مربوط به ارتباط میان افراد و خالق است، اقدام درستی نیست و عبادت اعتکاف باید به شیوه سنتی و قدیمی و بدون آن که توسط این و آن سازماندهی شود و در بوق وکرنا برود برگزار شود.
آسیب هایی که همین مسئول سازمان تبلیغات اسلامی به آنها اشاره کرده و سایر آسیب ها و آفات که در مصاحبه ایشان نیامده، نیز به دلیل آنکه اعتکاف از حالت سستی و قدیمی خود خارج شده دامنگیر این عبادت شده اند.

منبع:خبر گزاری آفتاب

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 12:16 توسط حسن یزدانیان |

... ماعضو انجمن اسلامی دانشگاه بودیم. با خبر شدیم در لبنان سمیناری درباره ی شیعیان برگزار کرده اند. پِیش را گرفتیم تا فهمیدیم آدمی به اسم چمران این کار را کرده است. یک چمران هم می شناختیم که می گفتند انجمن اسلامی مارا راه انداخته. فهمیدیم این دو نفر یکی اند. آمریکا را ول کردیم و رفتیم لبنان...                                                                             
www.100katere.tripod.com 

 

 

 

 

                            

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 18:28 توسط حسن یزدانیان |

کسانیکه تن به هر ذلتی می دهند تا زنده بمانند ، مرده های خاموش و پلید تاریخ اند .                                                

                                                                                  "دکتر شریعتی"

                                                              www.rahezendegi.blogfa.com

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 18:16 توسط حسن یزدانیان |

لقمان حكيم

دو چيز را هرگز فراموش نكن خدا و مرگ را.
دو چيز را فراموش كن کسی که به تو بدی کرد و کسی که به او خوبی کردی.
چهار چيز را نگه دار گرسنگيت را سر سفره ديگران ٬ زبانت را در جمع ٬ دلت را سر نماز و چشمت را در خانه دوست .

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 18:12 توسط حسن یزدانیان |

در فتنه ها همچون بچه شتر باش که نه پشت دارد تا بر آن سوار شوند و نه پستانی که از آن شیر بدوشند .
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 18:16 توسط |

...درد دل آدمی را بیدار می کند ، روح را صفا می دهد ، غرور و خود خواهی را نابود می کند. نخوت و فراموشی را از بین می برد ، انسان را متوجه وجود خود می کند .

انسان گاهگاهی خود را فراموش می کند ، فراموش می کند که بدن دارد، بدنی ضعیف و ناتوان که، در مقابل عالم و زمان کوچک و ناچیز و آسیب پذیر است ، فراموش می کند که همیشگی نیست، و چند صباحی بیشتر نمی پاید، فراموش می کند که جسم مادی او نمی تواند با روح او هم پرواز شود، لذا این انسان احساس ابدیت و مطلقیت و غرور و قدرت می کند، سرمست پیروزی و اوج آمال و آرزوهای دور و دراز خود ، بی خبر از حقیقت تلخ و واقعیتهای عینی وجود ، به پیش می تازد و از هیچ ظلم وستم رو گردان نمی شود. اما درد آدمی را به خود می آورد ، حقیقت وجود او را به آدمی می فهماند و ضعف و زوال و ذلت خود را درک می کند و دست از غرور کبریایی برمی دارد ، و معنی خودخواهی و مصلحت طلبی و غرور را می فهمد و آن را توجه نمی کند ...(ادامه دارد)

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 17:53 توسط حسن یزدانیان |

... چپی ها می گفتند «جاسوس آمریکاست. برای ناسا کار می کند.» راستی ها می گفتند « کمونیسته. » هردو برای کشتنش جایزه گذاشته بودند. ساواک هم یک عده را فرستاده بود ترورش کنند. یک کمی آن طرف تر دنیا، استادی سرکلاس می گفت « من دانشجویی داشتم که همین اخیرا روی فیزیک پلاسما کار می کرد.»

                                                                                             

                                                                                          www.sajed.com   

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 17:50 توسط حسن یزدانیان |

قایقی خواهم ساخت،

خواهم انداخت به آب.

دور خواهم شد از این خاک غریب

که درآن هیچکسی نیست که در بیشهء عشق

قهرمانان را بیدار کند...(در ادامه مطلب)                                                                 سهراب

                                                                                         http://astan.blogsky.com 


.::ادامه مطلب::.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 15:0 توسط حسن یزدانیان |

...اگر مثل گاو گنده باشی، میدوشنت، اگر مثل خر قوی باشی، بارت می کنند، اگر مثل اسب دونده باشی،سوارت می شوند…

فقط از فهمیدن تو می ترسند.”                                                                      علی شریعتی

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 14:48 توسط حسن یزدانیان |

  • خردمند به کار خویش تکیه میکند و نادان به آرزوی خویش . ( حضرت علی (ع))

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 14:45 توسط حسن یزدانیان |

...من اعتقاد دارم که خدای بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجی که در راه خدا تحمل کرده است پاداش می دهد، و ارزش هر انسانی به اندازه درد و رنجی است که در این راه تحمل کرده است، و می بینیم که مردان خدا بیش از هر کس در زندگی خود گرفتار بلا و رنج و درد شده اند، علی بزرگ را بنگرید که خدای درد است که گویی بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسین را نظاره کنید که در دریایی از درد و شکنجه فرو رفت که نظیر آن در عالم دیده نشده است ، و زینب کبری را ببینید که با درد و رنج انس گرفته است ...(ادامه دارد)

منبع: http://www.tebyan.net

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 22:2 توسط حسن یزدانیان |

دکتر علی شریعتی:

 حسین(ع) بیشتر از آب، تشنه لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش زخم‌های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی‌آبی معرفی کردند.

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 15:52 توسط حسن یزدانیان |

اي خداوند....
اي‌ خداوند! به‌ علماي‌ ما مسووليت و به‌ عوام‌ ما علم‌ و به‌ مومنان‌ ما روشنايي‌ و به‌ روشنفكران‌ ما ايمان و به‌ متعصبين‌ ما فهم و به‌ فهميدگان‌ ما تعصب‌ و به‌ زنان‌ ما شعور و به‌ مردان‌ ما شرف‌ و به‌ پيروان‌ ما آگاهي‌ و به‌ جوانان‌ ما اصالت‌ و به‌ اساتيد ما عقيده‌ و به‌ دانشجويان‌ ما نيز عقيده و به‌ خفتگان‌ ما بيداري‌ و به‌ دينداران‌ ما دين‌ و به‌ نويسندگان‌ ما تعهد و به‌ هنرمندان‌ ما درد و به‌ شاعران‌ ما شعور و به‌ محققان‌ ما هدف‌ و به‌ نوميدان‌ ما اميد و به‌ ضعيفان‌ ما نيرو و به‌ محافظه‌كاران‌ ما گستاخي‌ و به‌ نشستگان‌ ما قيام‌ و به‌ راكدان‌ ما تكان‌ و به‌ مردگان‌ ما حيات‌ و به‌ كوران‌ ما نگاه‌ و به‌ خاموشان‌ ما فرياد و به‌ مسلمانان‌ ما قرآن‌ و به‌ شيعيان‌ ما علي‌ [ع] و به‌ فرقه‌هاي‌ ما وحدت‌ و به‌ حسودان‌ ما شفا و به‌ خودبينان‌ ما انصاف‌ و به‌ فحاشان‌ ما ادب‌ و به‌ مجاهدان‌ ما صبر و به‌ مردم‌ ما خودآگاهي‌
              و به‌ همه‌ ملت‌ ما همت‌ تصميم‌ و استعداد فداكاري‌ و شايستگي‌ نجات‌ و عزت‌ ببخش.

                                                                                                              " علی شریعتی" 

                                                                                         از http://yadema.blogspot.com  

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 15:35 توسط حسن یزدانیان |

سخن گفتن از شهیدی با ابعاد گوناگون، ‌از اسوه‏ای که جمع اضداد بود، از آهن و اشک، ‌از شیر بیشه نبرد و عارف شب‏های قیرگون، از پدر یتیمان و دشمن سرسخت کافران بسیار سخت بلکه محال است...

(بقيه در ادامه ي مطلب)

دكتر چمران


.::ادامه مطلب::.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 13:13 توسط |

 مدیر دبستان با خودش فکر کرد و به این نتیجه رسید که حیف است مصطفی در آن جا بماند. خواستش و به ش گفت برود البرز و با دکتر مجتهدی نامی که مدیر آن جاست صحبت کند. البرز دبیرستان خوبی بود،ولی شهریه می گرفت.دکتر چند سؤال ازش پرسید . بعد یک ورقه داد که مسئله حل کند. هنوز مصطفی جواب ها را کامل ننوشته بود که دکتر گفت « پسر جان تو قبولی . شهریه هم لازم نیست بدهی.»

                                               چمران

دانلود فايل متني ۱۰۰ خاطره از دكتر چمران (حجم: 118 KB)

+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:34 توسط |

مجموعه ی عکس از دکتر چمران

                                   دكتر چمران

دانلود(حجم:4.44 MB)       

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 18:13 توسط |

دكتر مصطفي چمران از 15 سالگي در درس تفسير قرآن مرحوم آيت الله طالقاني، در مسجد هدايت، و در درس فلسفه و منطق استاد شهيد مرتضي مطهري و بعضي از اساتيد ديگر شركت مي كرد و از اولين اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سياسي دوران مصدق از مجلس چهاردهم تا ملي شدن صنعت نفت شركت داشت . بعد از كودتاي ننگين 28 مرداد و سقوط دولت دكتر مصدق در لواي يك گروه سياسي سخت ترين مبارزه ها و مسئوليتهاي او عليه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ايران، بدون خستگي و با همه قدرت خود، عليه نظام طاغوتي شاه جنگيد و خطرناك ترين مأموريتها را در سخت ترين شرايط با پيروزي به انجام رسانيد.

                  

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 14:31 توسط |

 برای نماز که می ایستاد ، شانه هایش را باز می کرد و سینه ش را می داد جلو. یک بار به ش گفتم « چرا سر نماز این طورمی کنی؟ » گفت « وقتی نماز می خوانی مقابل ارشد ترین ذات ایستاده ای. پس باید خبردار بایستی و سینه ت صاف باشد.»با خودم می خندیدم که دکتر فکر می کند خدا هم تیمسار است.
                                                      www.sajed.com  

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 9:30 توسط حسن یزدانیان |

برای دانستن سوال کن و نه به قصد فتنه بر پا نمودن . برای اینکه شخص نادان که

منظور او فرا گرفتن دانش میباشد بسان دانشمند است ، ولی دانایی که قصد او ایجاد

شور و شر میباشد بسان نادان میباشد .

 

 

از گذشتگان پند گیرید پیش از آنکه آیندگان از شما پند گیرند، و دنیای نکوهیده را رها کنید، زیرا این دنیا کسانی را رها کرده که عاشق تر از شما به آن بودند.

 

                                                                                                                   مولا علی(ع)

+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 22:11 توسط حسن یزدانیان |

...این مجسمه های سفالی دسته دسته بر روی خاک در تلاشند و در لجنزاری از شهوت و کینه و طمع شتابان و حریص در هم می لولند و می زایند و می بلعند و می درند و می میرند. در آنجا تنها بی او ۲۰ سال و ۳۰ سال و ۶۰ سال و ۷۰ حتی ۸۰ سال ! آن هم سال های آن دنیا هر کدام ۳۶۵ شب ! هر شبی نه هزار و دویست و چهل ثانیه ! هر ثانیه به سنگینی کوهی بر روی سینه مرد یا خاری در چشم یا استخوانی در حلقوم. هر ثانیه راهی پایان ناپذیر بر آتش !     

                                                                                   هبوط علی شریعتی

+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 21:53 توسط حسن یزدانیان |

....وقتی کنسروها را پخش می کرد، گفت «دکتر گفته قوطی ها شو سالم نگه دارین. » بعد خودش پیداش شد، با کلی شمع . توی هر قوطی یک شمع گذاشتیم و محکمش کردیم که نیفتد. شب قوطی ها را فرستادیم روی اروند.عراقی ها فکر کرده بودند غواص است ، تا صبح آتش می ریختند.

            http://www.sajed.ir                 

+ نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387ساعت 13:9 توسط حسن یزدانیان |

 از سهراب:

رنگی کنار شب
 بی حرف مرده است
 مرغی سیاه آمده از راه های دور
می خواند از بلندی بام شب شکست
سرمست فتح آمده از راه
این مرغ غم پرست
 در این شکست رنگ ....


.::ادامه مطلب::.
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 18:31 توسط حسن یزدانیان |