ای مردم هر که برادر خود را شناخت ودانست که در دین محکم واستوار است و در گفتار وکردار در راه راست قدم می نهد نباید گفتار مردم را در باره او گوش بدهد گاهی تیر انداز تیر می اندازد و تیرها بخطا میرود ولیکن کلام بی اثر نمی ماند وباطل ونادرست آن اگر چه از بین میرود ولیکن گناه آن از بین نمیرود زیرا خداوند گفتار را شنوا و گواه است. میان حق و باطل فاصله ای نیست مگر بقدر چهار انگشت.معنی این فرمایش را از حضرت پرسیدند حضرت انگشتهای خود را به هم چسبانده و بین گوش و چشمش نهاد .پس از آن فرمود باطل و نادرست آنست که بگوئی شنیدم و حق و درست آنستکه بگوئی دیدم.
خون یارانت پر ثمر گشته
از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که خرمشهر سقوط کرد یک ماه بطور مداوم کربلا را می دیدم. «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین».
بارپرودگارا، ای رب العالمین، ای غیاث المستغیثین و ای حبیب قلبو الصالحین. تو را شکر می گیوم که شربت شهادت این گونه راه رسیدن انسان به خودت را به من بنده ی فقیر و حقیر و گناهکار خود ارزانی داشتی. من برای کسی وصیتی ندارم ولی یک مشت درد و رنج دارم که بر این صفحه ی کاغذ می خواهم همچون تیری بر قلب سیاه دلانی که این آزادی را حس نکرده اند و بر سر اموال این دنیا ملتی را، امتی را و جهانی را به نیستی و نابودی می کشانند، فرو آورم. خداوندا! تو خود شاهدی که من تعهد این آزادی را با گذراندن تمام وقت و هستی خویش ارج نهادم. با تمام دردها و رنج هایی که بعد از انقلاب بر جانم وارد شد صبر و شکیبایی کردم ولی این را می دانم که این سران تازه به دوران رسیده، نعمت آزادی را درک نکرده اند چون دربند نبوده اند یا در گوشه های تریاهای پاریس، لندن و هامبورگ بوده اند و یا در ...
و تو ای امامم! ای که به اندازه ی تمام قرنها سختی ها و رنج ها کشیدی از دست این نابخردان خرد همه چیزدان! لحظه لحظه ای این زندگی بر تو همچن نوح، موسی و عیسی و محمد (ص) گذشت. ولی تو ای امام و ای عصاره ی تاریخ بدان که با حرکتت، حرکت اسلام را در تاریخ جدید شروع کردی و آزادی مستضعفان جهان را تضمین کردی. ولی ای امام کیست که این همه رنجها و دردهای تو را درک کند؟! کیست که دریابد لحظه ای کوتاهی از این حرکت به هر عنوان، خیانتی به تاریخ انسانیت و کلیه انسان های حاغضر و آینده تاریخ می باشد؟
ای امام! درد تو را، رنج تو را می دانم چه کسانی با جان می خرند، جوان با ایمان، که هستی و زندگی تازه ی خویش را در راه هدف رسیدن حکومت عدل اسلامی فدا می کند. بله ای امام! درد تو را جوانان درک می کنند، اینان که از مال دنیا فقط و فقط رهبری تو را دارند و جان خویش را برای هدفت که اسلام است فدا می کنند.
ای امام تا لحظه ای که خون در رگ های ما جوانان پاک اسلام وجود دارد لحظه ای نمی گذاریم که خط پیامبر گونه تو که به خط انبیاء و اولیاء وصل است به انحراف کشیده شود. ای امام! من به عنوان کسی که شاید کربلای حسینی را در کربلای خرمشهر دیده ام سخنی با تو دارم که از اعماق جانم و از پرپر شدن جوانان خرمشهری برمی خیزد و آن، این است؛ ای امام! از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که خرمشهر سقوط کرد من یک ماه بطور مداوم کربلا را می دیدم هر روز که حمله ی دشمن بر برادران سخت می شد و فریاد آنها بی سیم را از کار می انداخت و هیچ راه نجاتی نبود به اتاق می رفتم، گریه را آغاز می کردم و فریاد می زدم ای رب العالمین بر ما مپسند ذلت و خواری را.

تاريخ قبرستاني است طولاني و تاريك، ساكت و غمناك، قرنها از پس قرنها هم تهي و هم سرد، مرگبار و سياه و نسلها در پي نسلها، همه تكراري و همه تقليدي، و زندگيها، انديشهها و آرمانها همه سنتي و موروثي، فرهنگ و تمدن و هنر و ايمان همه مرده ريگ! ناگاه در ظلمت افسرده و راكد شبي از اين شبهاي پيوسته، آشوبي، لرزهاي، تكان و تپشي كه همه چيز را بر ميشود و همه خوابها را برميآشوبد و نيمه سقفها را فرو ميريزد. انقلابي در عمق جانها و جوششي در قلب وجدانهاي رام و آرام، درد و رنج و حيات و حركت و وحشت و تلاش و درگيري و جهد و عشق و عصيان و ويرانگري و آرمان و تعهد، ايمان و ايثار! نشانههايي از يك «توليد بزرگ»، شبي آبستن يك مسيح، اسارتي زاينده يك نجات! همه جا ناگهان، «حيات و حركت»، آغاز يك زندگي ديگر، پيداست كه فرشتگان خدا همراه آن «روح» در اين شب به زمين، به سرزمين، به اين قبرستان تيره و تباه كه در آن انسانها، همه اسكلت شدهاند، فرود آمدهاند. ...(در ادامه مطلب)
منبع: http://drshariati.org
.::ادامه مطلب::.
|
علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را |
|
که به ماسوا فکندي همه سايهي هما را |
|
دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين |
|
به علي شناختم به خدا قسم خدا را |
|
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند |
|
چو علي گرفته باشد سر چشمهي بقا را |
|
مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ |
|
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را |
|
برو اي گداي مسکين در خانهي علي زن |
|
که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را |
|
بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من |
|
چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا |
|
بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب |
|
که علم کند به عالم شهداي کربلا را |
|
چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان |
|
چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را |
|
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت |
|
متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را |
|
بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت |
|
که ز کوي او غباري به من آر توتيا را |
|
به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت |
|
چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را |
|
چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان |
|
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را |
|
چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم |
|
که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را |
|
«همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي |
|
به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را» |
|
ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب |
|
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا |
|
شهريار زندگی نامه شهریار در ادامه مطلب |
.::ادامه مطلب::.
اي مولود خجسته رمضان! اي بدر تمام ماه خدا! تو تنهاترين فرزند رمضاني و آسمان، در پيشگاه كرم و بخشش تو، با اين همه ابرهاي باران زايش، گمشده اي غريب بيش نيست. رسول رحمت، تو را بر شانه هاي خويش سوار مي كرد و بر تو مباهات مينمود. تو ادامه محمد (ص) و كرانه علي (ع) هستي. تو امام مايي و ما مُريد و دلداده تو.
و اينك در بهار شكفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبري تو مي باليم و بر نامت كه زينت همه خوبي ها و نيكي هاست، افتخار مي كنيم.
امام حسن (ع) از بذل جان خود دريغ نداشت، و امام حسين (ع) در راه خدا جانبازتر از حسن نبود. چيزى كه هست، حسن، جان خود رادر يك جهاد خاموش و آرام فدا كرد و چون وقت شكستن سكوت رسيد، شهادت كربلا واقع شد؛ شهادتى كه پيش از آنكه حسينى باشد. حسنى بود!
http://www2.irib.ir
| دم خروس ماجراي مشايي ...! | |
| 31 مرداد 1387 | |
|
پيرو ارسال مطلبي از سوي جمعيت روشنگران راه حق به پايگاه خبري ميراث آريا در ارتباط با جريانات اخير سياسي عليه رئيس سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري، اسفنديار رحيم مشايي متن کامل اين اطلاعيه را که همزمان بر خروجي سايت اين گروه به نشاني www.iranroshangaran.blogspot.com نيز قابل مشاهده است از نظرتان مي گذرد. | |
(ادامه مطلب)
منبع:http://www.mashaei.ir
.::ادامه مطلب::.
رسانههای اسرائیلی با انعکاس اظهارات اسفندیار رحیم مشایی، از این اظهارات استقبال کردند و آن را در سطحی وسیع بازتاب دادند...(در ادامه مطلب)http://siyasatmadar.persianblog.irمنبع

.::ادامه مطلب::.
|
| |
|---|---|
|
|
کارل هاینریش مارکس (به آلمانی: Karl Heinrich Marx) (زاده ۵ مه ۱۸۱۸ در تریر، پروس - درگذشته ۱۴ مارس ۱۸۸۳ در لندن، انگلستان) متفکر انقلابی، فیلسوف، جامعهشناس، تاریخدان و اقتصاددان آلمانی و از تاثیرگذارترین اندیشمندان تمام اعصار است.[۱][۲][۳] او به همراه فردریش انگلس، مانیفست کمونیست[۴] (۱۸۴۸) که مشهورترین رساله تاریخ جنبشهای سوسیالیستی میباشد را به طبع رساند. وی همچنین، مولف «سرمایه» مهمترین کتاب این جنبش است. این آثار به همراه سایر تالیفات مارکس و انگلس، بنیان و جوهره اصلی تفکر و مسلک مارکسیسم را تشکیل میدهد.[۱] «تاریخ همهٔ جوامع تا کنونی، تاریخ مبارزه طبقاتی بوده است.» از جمله مشهورترین جملات مارکس درباره تاریخ است که در خط اول مانیفست کمونیست خلاصه شدهاست.(در ادامه مطلب...)
.::ادامه مطلب::.
پارادوکس شريعتي - سروش
|
گفت وگو با عليرضا علوي تبار ثمينا رستگاري
|
|
|
|
چه بسيار نام ها که در گذر ايام گرد فراموشي بر آنها مي نشيند و با ورق خوردن برگ هاي تقويم، ياد آنها از خاطره ها مي رود. نام برخي ديگر در صفحه يي از تاريخ نوشته مي شود و سالمرگ يا زادروزشان ديگران را به صرافت آنها مي اندازد. شريعتي جزء هيچ کدام از اين دو دسته نيست. حضور او منوط به هيچ مناسبتي نيست. نامش به بهانه هاي مختلف در سرشناسه بسياري از اتفاقات به چشم مي خورد. در زمان شورهاي انقلابي حضور دارد و در وقت شکيبايي اصلاح طلبي نيز باز به بقاي خود ادامه مي دهد و هيچ کس نمي داند که سر اين ماندگاري چيست؟ آيا هميشه بودن او به دليل يکتا بودنش است و اينکه ديگر کسي در قامتي بلندتر از او ظهور نکرد تا شريعتي به سايه نام او تبعيد شود؟ آيا ديگراني بزرگ تر از او آمدند اما از اقبال داشتن فرزندان و طرفداراني وفادار و مومن بي بهره بودند؟ |
.::ادامه مطلب::.
داره از ابر سیاه خون می چکه
جمعه ها خون جای بارون می چکه.
مبارزین – صدرا قاضی : اعلي حضرت درحال وهواي برگزاري سي وهشتمين سالگرد سلطنت خود است.به ياد ميآورد شهريور 1320 را كه چگونه پدرش با توافق آمريكا وانگليس از قدرت كنار گذاشته شد وبه جزيره دورهافتادهاي در شرق آفريقا تبعيد شد و درهمان جزيره موريس در فلاكت مرد.
شاه به خود مي بالد كه توانسته كشور را 37 سال با هرترفندي دريدقدرت خود نگه دارد. او درروياي تبديل شدن به مقتدرترين شاه ايران است كه خبر ميرسد شورش سراسر كشور را فراگرفته است!
وضعيت دريازده شهر فلج كننده است. تهران، قم، اصفهان،شيراز، مشهد، تبريز،اهواز،آبادان، كرج و... مردم با تعطيل كردن مغازه ها به جمع تظاهركنندگان پيوسته اند.
روياي اعلي حضرت به هم مي ريزد. دستور مي دهد كه "هرطور شده شورشهاي خياباني رابخوابانند چون آنها(مردم) مي خواهند سالگرد سلطنت را به كام ما تلخ كنند"...(در ادامه مطلب)
.::ادامه مطلب::.
اگر هفده شهریور نبود...
محبوبه زارع
باغ در تاراج ملخ، تا چه حد تاب میآورد؟! آیا ظرفیت کوه، حجم آتشفشان را تا همیشه تحمل میکند؟! ندای مرجعیت و پیام آزادگی رهبری، آرام و قرار را از کف ایمان مردم ربوده. دشتهای جنون، تا گستره ادراک مردم، دعوتنامه حضورمیفرستد. گاه آن است که فریادهای مانده در گلو، گلدستههای انقلاب را به اذانی حماسی، لبیک گویند.
وقت آن است که زخمهای درون، لب باز کنند و مرثیهخوان شوند! شهریور ماه، هفدهمین روز خود را چنین تاریخی نمیپنداشت؛ اگر حضور کربلایی مردم را نمیدید.
ایران، غیرت متمدّنانه ایرانی را چنین شفاف و خونین به شهود نمیرسید؛ اگر هفده شهریور گل نمیکرد! این مشتهای گره شده مردی ستمدیده، در بازخواست سلطهجویان است، یا آتشهای زبانه کشیده از جگر مستضعفین؛ آنان که قرآن وعدهشان داده روزی زمین را وارث خواهند شد؟
امضای شهادت روی ژاله
میدان ژاله، از این پس میدان قیام است و بیداری. محفل شهود است و آگاهی. ضربان انقلاب، نبض حیات ایران را تداوم داده است. خدا میخواهد تقدس حماسه، تا ابدیّت محترم بماند و امضای شهادت بر کارنامه هر رزمندهای، منقوش شود. خدا میخواهد فرجام حرکت، رستگاری باشد و رهایی؛ چرا که خود وعده داده است: «و کسانی که در راه ما جهاد کنند، هدایت خواهند شد به راههای ما».
جاده پیروزی
جاده 22 بهمن، از هفده شهریور میگذرد. حماسه این روز، پلی است از خون و مصیبت به سمت آزادی و جمهوری. در تار و پود این واقعه جاوید، موسیقی نجات طنین دارد؛ که زنده باد انگشتان ممتد شهدا تا مادامی که این موسیقی در جان ایران ترانه شود.
شهریور سرخ
معصومه داوودآبادی
خورشید، چیزی ندید، جز خیابانهایی مه گرفته و خونین، در آن صبح شهریوری سرخ.
از چهار سوی میدان، توفان گلوله بود که مردان و زنان حماسه را در برمیگرفت.
ثانیههای قیام، میتپیدند و شهر در سوگ شهیدانش به مویه مینشست. آنان آمده بودند تا شقاوت استبداد را فریاد کنند و هویت از دست رفته استقلال را.
آمده بودند تا رودهای به مرداب نشسته را بشارت دریا باشند؛ اما تنها پاسخشان، باروت بود و ناجوانمردی و حالا بدنهای به خون نشسته بود و صدای نالههای ممتد و پرندگانی که رخوت خاک را به قصد غرفههای آسمان، ترک گفتند.
در کوچههای حادثه
وقتی که آفتاب، تن به اسارت زمستان نمیداد؛ وقتی که حروف ستمکار، کتاب سرنوشتمان را از باروت پوشانده بود، برخاستیم تا شعلههای غیرتمان، خاموشی نگیرد.
ما بهای بودنمان را در کوچههای حادثه، با خون شایستهترین فرزندانمان پرداختیم؛ فرزندانی که رهایی را با گسستن تاروپود روشنشان، به پنجرههای خاکستریمان هدیه کردند. سنگفرش این میدان، هنوز نفسهای آسمانیشان را به خاطر دارد و خون سرخی که نهضت را تا سر منزل مقصود، جاری کرد. یادشان، کوچههای وطن را آینهبندان کرده است.
هفدهمین ایستگاه
راه میافتم جاده پرهیاهوی شهریور را و در هفدهمین ایستگاه، کبوتران به خون غلتیده را زائر میشوم. نگاه کن، چگونه میلههای قفس را در هم شکستهاند! اینان، یاوران سپیدهاند؛ وارثان همیشه رهایی. مشرقِ نگاهشان، افقهای بینظیر وارستگی را دیدرس است. بین دستان پروازشان تا آسمانهای یگانگی، فاصلهای نیست. بزرگند و آزاد؛ آنگونه که تاریخ، بر سرزمینهای سراسر حصار، بشارتشان میدهد. صدای هوهوی آفرینشان، هنوز چهار گوشه این شهر را به سوی دروازههای سبز توحید میخواند.
رفتند، تا شهریور جانمان، رایحه سربلندی را دیگر باره حس کنند

عذرخواهي بابت اينكه ۲ روزه آپ نشدم... آخه اول ماه مبارك تصميم گرفتم هر روز آپ شم و حداقل دعاهاي روزانه رو واسه دانلود بذارم.
به پيشنهاد دوست عزيزم، مديريت وبلاگ، وبلاگو خونه تكوني كرديم... تنوعيه... نظر بدين
حالا دعاي روز ۲ و ۳ و ۴ ام رو ميذارم:

توي اين ماه مبارك ميشه به خيليها اعتماد كرد !!!

دانلود دعای ربنا با صدای استاد شجریان با كيفيت خوب
دانلود دعای ربنا با صدای استاد شجریان با كيفيت پايين
دانلود دعاي روز اول ماه مبارك رمضان
همزمان با حلول ماه مبارك رمضان فروشگاه آنلاين ما هم افتتاح شد... حتما سر بزنيد

دکتر(دکتر چمران) نیست . همه پادگان را گشتیم ، نبود. شایعه شد دکتر را دزدیده اند . نارنجک و اسلحه برداشتیم رفتیم شهر. سرظهر توی مسجد پیدایش کردیم. تک و تنها وسط صف نماز جماعت سنی ها. فرمان ده پادگان از عصبانیت نمی توانست چیزی بگوید . پنج ماه می شد که ارتش درهای پادگان را روی خودش قفل کرده بود، برای حفظ امنیت
...سالها است كه به بزرگداشت صوري “رجايي” عادت كرده ايم، خيلي ها در اين ميان، از زندگان يا مردگان، براي ما به حق يا نابه حق“عادي” شده اند؛ اما نمي دانم در تصوير يا صدا يا كه اساساً در ياد رجايي چه سرّي نهفته است كه ما را هنوز هم كه هنوز است آتش ميزند. نمي دانم آيا اين سر را در مبارزات رجايي بايد جست يا كه در گفتار شيك و مطنطنش يا در ژستهاي روز آمد و مطابق ميل طبقه اي از قدما يا متجد دين
بالاخره آيا رجايي با اصولگرايي مصطلح است كه رجايي شد يا با نوانديش و آلابوانش؟ ....(درادامه مطلب)
منبع:
www.bashgah.net
.::ادامه مطلب::.
يك روز امام به حاج احمد آقا فرموده بودند دلم براي رجائي تنگ شده است.قرار بود فرداي آن روز ايشان خدمت امام برسند.به همان اندازه كه امام از بني صدر و ليبرالها نفرت داشت و دوست نمي داشت آنها پيش او باشند به آقاي رجائي علاقه مند بود و ايشان را مي پذيرفت.
منبع:http://www.imam-khomeini-isf.com
| نام واقعه : هشت شهريور
تاريخ وقوع : 8/6/1360 نام عامل واقعه : مسعود كشميري نوع واقعه : گروهي |
|
ليست شهداي واقعه هشت شهريور |
| نام خانوادگي | نام |
| با هنر | محمد جواد |
| دفتريان | سيد عبدالحسين |
| رجايي | محمد علي |
| وحيدي دستگردي | هوشنگ |
|
عكسهاي شهدا |
|
|
امروز هشت شهریور روز مبارزه با تروریسم.

شاید برای اولین بار باشه که بخوام یه مطلب مرتبط با ورزش بنویسم.محمود مشحون مدیر موفق فدراسیون بسکتبال(ورزش دانشگاهی)کسیه که امروز باید ازش تقدیر باشه .شایسته تقدیره امروز که زنده است ومی شه ازش استفاده کرد.نه فردا که از این دنیا رفت.بعد بگیم عجب آدم خوبی بود.ورزش ما به همچین مدیر هایی نیاز داره با سواد و متخصص و متعهد نه....به پاس از تقدیر از این مرد زحمت کش مطلب زیر رو به نقل از تبیان می ذارم.(ادامه مطلب)
.::ادامه مطلب::.
...درست یک هفته ی پیش بود که گوشیم زنگ خورد و روش شماره کسی بود که انتظار نداشتم به من زنگ بزن.بعد از سلام و احوال پرسی و چه عجب یاد ما کردی به من گفت می خوام یه خبر بد بهت بدم.
- مجید رو که می شناختی
-.کدوم مجید؟
- مجید اسفندیاری
- آره خدا بد نده.(بعض شما نباشه مجید خیلی پسر گلیه.با ادب، فهمیده، خوش تیپ و....البته من همه ی اینها رو تویه چندتا برخوردی که با هم داشتیم فهمیدم.آخه ترم یک هم سوئیتی بودیم.البته اون دو سه سال از من بزرگتر بود که این مساله هیچ از خاکی بودنش کم نمی کرد.)
- سه روز پیش تویه سانحه ی رانندگی فوت کرد.
- (اینجا بود که دنیا رویه سرم خراب شد) خدا رحمتش کنه.چطور.......
.
.
.
- کاری نداری؟
- نه!
- یاعلی خداخافظ
- خدا حافظ
و امروز تقریبا ده روز که مجید در جمع خونه وادش و دوستاش نیست. از همه ی شما که این پست رو می خونید عجزانه التماس می کنم که بعد از یکی ازنمازهاتون اگه می بینید خال و هوای در دل با خدا رو دارید برای مجید ما هم طلب آمرزش کنید.
خدایش بیامرزد.
سلام
امروز بعد از یک هفته اومدم با کلی مطلب جدید.از این که به ما سر می زنید ممنون.شاید مطالب سلیقه ای باشه اما بدون نظر شما نمی تونیم مطالب دلخواه شما رو تو وبلاگ بگونجونیم.
کوچیک همه شما حسن
امروز سالگرد ربوده شدن امام موسی صدر است.

سي سال از حادثه ربوده شدن امام موسي صدر در خاك ليبي مي گذرد. طي اين مدت طولاني تلاش هاي بسياري از كانال هاي متعدد صورت گرفته تا زمينه آزادي و بازگشت وي به وطن فراهم شود. وليكن هنوز نتيجه مطلوب حاصل نشده و اين تلاش ها همچنان تداوم دارد. اگرچه حكومت ليبي و شخص معمر قذافي رهبر ليبي تاكنون از پذيرش مسئوليت ربوده شدن امام موسي صدر شانه خالي كرده و مي كند اما شواهد و قراين زيادي حكايت از آن دارد كه امام موسي صدر زنده است و در ليبي محبوس مي باشد. جمعيت هايي كه براي آزادي وي فعاليت مي كنند بر اين اعتقادند كه آزادسازي امام موسي صدر نيازمند يك عزم ملي است و بدون آن توفيق در اين راه ميسر نخواهد شد.
گفتگویی با امام موسی صدر (سال ۵۴) : ... (ادامه)
.::ادامه مطلب::.
شهید خلبان احمد کشوری

«
شهیدان را شهیدان می شناسند »شهید امیر سپهبد علی صیاد شیرازی پس از پایان دفاع مقدس تلاش زیادی کرد تا خاطرات این حماسه جاودانه شود ، در این راستا جلساتی را به مسجد مهدیه واقع در خیابان شهیدان دیباجی
( شمیران ) اختصاص داده بود در یکی از این جلسات که خاطراتش را بیان می کرد ، خاطره ای در خصوص شهید خلبان احمد کشوری بیان کرد که بسیار جالب و شنیدنی است ، او مثل همیشه پس از خواندن دعای فرج و مقدماتی که لازم بود و خلاصه ای از خاطرات گذشته گفت : ... (در ادامه مطلب).::ادامه مطلب::.
خدايا ! تو را همچون فرزند بزرگ حسين بن علي سپاس مي گزارم که ؛ دشمنان مرا از ميان احمق ها برگزيني که چند دشمن ابله نعمتي است که خداوند تنها به بندگان خاصش عطا مي کند .
خدايا ! بر اراده ، دانش ، عصيان ، بي نيازي ، حيرت ، لطافت روح ، شهامت و تنهايي ام بيفزاي.
خدايا ! اين الهام مقدسي را که به "روسو" الهام کرده اي هرگز از ياد من مبرکه :"من دشمن تو و عقايد تو هستم ، اما حاضرم جانم را براي آزادي تو و عقايد تو فدا کنم!"(ادامه دارد)
اگه وقت دارید حتما بخونید...
خسرو گلسرخی
خسرو گلسرخی شاعر و نویسنده مردمی در روز دوم بهمن 1322 در شهر رشت متولد شد نام پدرش قدیر بود كه گلسرخی در سن 5/1 سالگی این تكیه گاه را از دست داد مادرش بانو شمس الشریعه وحید نام داشت كه بعد از مرگ همسرش، خسرو و برادر دو ساله اش فرهاد را نزد پدرش حاج شیخ محمد وحید كه در قم می زیست برد. وحید مرد مبارزی بود كه در كنار میرزا كوچك خان جنگلی در نهضت جنگل جنگیده بود و بالطبع هنوز هم همان روحیه مبارزه در وجودش بود خسرو توسط چنین مبارزی تعلیم دید و تحت تاثیر نظرات او قرار گرفت حتی شعرهایی به نام جنگلی ها و دامون در این رابطه گفت (دامون به معنی پناهگاه و انبوهی سیاهی جنگل است). در سال 1341 پدر بزرگش فوت كرد آن زمان خسرو دوران تحصیل ابتدایی و متوسطه را در مدارس حكیم سنایی و حكیم نظامی به پایان رسانده بود و بعد از فوت پدربزرگش می بایست چرخ معاش خانواده را بگرداند او و برادرش فرهاد به تهران عزیمت كردند و در خانه ای كوچك در محله امین حضور سكنی گزیدند او روزها كار می كرد و شب ها درس می خواند. خسرو در این سالها از ادبیات نیز غافل نبود در طی این سالها اشعار و مقالات و نقدهای بسیار بر آثار ادبی از سوی او با نام های غیر واقعی و مستعاری چون دامون – خ ، گ – بابك رستگار – افشین راد – خسرو كاتوزیان به چاپ رسید در این زمان گلسرخی، با آموختن زبان فرانسه به طور كامل و زبان انگلیسی در دوره دانشگاهی، دست به ترجمه های ادبی نیز می زد.(در ادامه مطلب)
.::ادامه مطلب::.



