انتخاب مشایی خشم حوزه را برمیانگیزد
معرفی مشایی به عنوان معاون اول رئیس دولت که احمدینژاد پنجشنبه شب خبر آن را در مشهد اعلام کرده بود، روز شنبه واکنش تند مطبوعات هر دو جناح سیاسی کشور را در پی داشت. به طوری که علاوه بر روزنامههای اصلاح طلب نظیر سرمایه، اعتماد و اعتماد ملی، روزنامههای اصولگرایی همچون جمهوری اسلامی، خراسان و حتی متحد سرسخت رسانهای احمدینژاد یعنی کیهان نیز علیه این تصمیم، موضعگیری کردند.
روزنامه جمهوری اسلامی در ستون «جهت اطلاع» در این باره نوشت:
انتصاب اسفنديار رحيم مشائي به عنوان معاون اول رئيس جمهور با واكنش محافل سياسي مواجه شد و صاحبنظران اين اقدام را نوعي دهن كجي به بزرگاني دانستند كه خواستار بركناري اين شخص از رياست سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري شده بودند. مشائي طي چهار سال گذشته بارها سخناني برخلاف مباني اسلام گفت و صهيونيست هاي اشغالگر فلسطين را تحت عنوان « مردم اسرائيل » دوست مردم ايران دانست . وي در آخرين اقدام خود تلاش كرد سازمان حج و زيارت را هم به سازمان گردشگري ملحق كند كه با مخالفت صريح رهبر معظم انقلاب ناكام ماند.
روزنامه خراسان نیز از زبان رضا اکرمی نماینده اصولگرای تهران نوشت:
ایشان به عنوان رئیس جمهور آتی باید منتظر مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری و تحلیف در مجلس می ماندند و پس از آن اقدام به انتخاب معاونین خود می کردند... یا ما در تشخیص صلاحیت رحیم مشایی اشتباه می کنیم، یا این اشتباه متوجه گروه مشاوران رئیس جمهوری است و یا این که رئیس جمهور نسبت به انتقادات بسیاری که به اظهارات و عملکرد مشایی صورت گرفته است، بی تفاوت اند و آن ها را باور ندارند.
روزنامه کیهان نیز در این باره نوشت:
پرسروصداترین تغییری که تاکنون در کابینه دهم رخ داده، معاون اولی رحیم مشایی است؛ کسی که در دولت نهم با اظهارات نسنجیده و نابخردانه خویش بارها موجبات ناخرسندی دلسوزان انقلاب را فراهم کرد. بسیاری از اصولگرایان انتظار داشتند رئیس جمهور به دلیل رفتار و گفتار انتقادآمیز مشایی او را از کابینه دهم حذف نماید اما اینگونه نشد. او اکنون فرد دوم کابینه است. این انتصاب بی تردید با مخالفت وسیع نیروهای انقلابی و اصولگرا و انبوه حامیان دکتراحمدی نژاد مواجه خواهد شد.
در مقابل، مطبوعات اصلاح طلب نیز علیه تصمیم احمدی نژاد برای انتخاب مشایی به عنوان معاون اول موضعگیری کردند و این انتخاب را مسبب خشم علما و مراجع ارزیابی کردند.
روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت:
انتصابي که بيش از همه توجه محافل سياسي و رسانه يي را به خود جلب کرد حکم معاون اولي براي چهره جنجالي دولت نهم يعني اسفنديار رحيم مشايي معاون احمدي نژاد و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بود؛ چهره يي که بعد از رئيس دولت با گفته ها و تصميماتش با حاشيه هاي فراواني همراه بود تا جايي که دو غائله وي با نامه مسوولان ارشد نظام فيصله داده شد. اگرچه موضوعاتي از قبيل حضور در مراسم اجراي رقص در ترکيه، وعده ساخت هتل هاي پنج ستاره «به اندازه يي که نتوان آنها را شمرد»، مصاحبه با يک روزنامه خارجي و آزاد دانستن حجاب در ايران، حمل قرآن با حرکات موزون محلي در يکي از همايش هاي سازمان ميراث فرهنگي براي دولت احمدي نژاد دردسرساز شد اما ابراز دوستي او به مردم اسرائيل و الحاق سازمان حج و زيارت به مجموعه تحت مديريتش از جمله مواضع و تصميم گيري هايي بود که از سويي به خاطر بالا گرفتن حواشي و اعتراض ها به دخالت مستقيم مسوولان ارشد نظام انجاميد و از سوي ديگر جبهه بزرگي از منتقدان که عمدتاً از جناح راست بودند را مقابل وي بسيج کرد که البته در راس آن روحانيون مجلس، علماي بلندپايه و مراجع عظام تقليد بودند. در پس اين تصميم ها و موضع گيري ها بود که درخواست ها از احمدي نژاد براي عزل يا استعفاي وي بالا گرفت که البته هر کدام پس از ديگري از سوي رئيس دولت نهم رد مي شد. اگرچه برخي همسويان دولت معتقد بودند احمدي نژاد در کابينه جديد بايد عذر چهره هاي جنجال برانگيز را بخواهد يا در تصميم گيري به گونه يي عمل کند تا وعده «تغيير»ي که در نخستين نطق تلويزيوني اش بعد از انتخابات داده بود حداقل در چيدن کابينه نمودار شود اما چنين نشد و با نخستين انتصاب ها احمدي نژاد نه تنها آب پاکي را روي دست توصيه کنندگان ريخت بلکه نخستين انتصاب را به حاشيه سازترين چهره اختصاص داد تا موضع خود در مقابل منتقدان در دولت جديد را روشن کند.
روزنامه اعتماد ملی نیز گزارش داد:
تنها چند ساعت پس از آنكه وي برخي سمتهاي جديد دولت را ميان حلقه نزديكانش توزيع كرد، واكنشها نيز آغاز شد. علي مطهري، نماينده تهران در گفتوگو با خبرنگار اعتمادملي از شگفتزدگي علي لاريجاني، رئيس مجلس پس از شنيدن اخبار كابينه خبر داد و افزود كه بر حسب اطلاع انتصابهاي جديد با مسوولان عالي نظام نيز هماهنگ نشده است. علي مطهري، برادرزن رئيس مجلس كه خود نيز با شنيدن خبر انتصاب مشايي در مقام دومي كابينه دهم اظهار تعجب ميكرد درباره واكنشهايي كه اين انتخاب احمدينژاد برانگيخته است، گفت: «همه دوستان و همفكران بنده از جمله آقاي لايجاني در تماس تلفني از اين خبر متعجب شده و ابراز تحير كرده است.» وي افزود: «اين خبر آنقدر ناباورانه بود كه صحت آن را از دولتمردان جويا شديم.»
این روزنامه همچنین یادداشتی را از علی مطهری منتشر کرده که در آن بر برقراری انتقادهای پیشین از مشایی، تاکید شده است. مطهری همچنین در مصاحبه دیگری خبر داده که قصد دارد بار دیگر برای سؤال از احمدینژاد، امضا جمع کند.
روزنامه سرمایه نیز سابقهی سیاسی مشایی را مطرح کرد:
انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به عنوان معاون اول محمود احمدی نژاد می تواند تنش ها در رابطه میان روحانیون بلندپایه قم و دولت دهم را افزایش دهد. اسفندیار رحیم مشایی که نسبت خانوادگی با محمود احمدی نژاد (وی پدرخانم پسر احمدی نژاد است) دارد، یکی از جنجالی ترین اعضای دولت نهم بود که اقدامات و اظهارات او خشم بسیاری از روحانیون را برانگیخت.
اسفندیار رحیم مشایی در آغاز سال 1388 از الحاق سازمان حج و زیارت به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خبر داده بود. این اقدام اسفندیار رحیم مشایی با واکنش تند روحانیون مواجه شد و در نهایت مقام معظم رهبری با «ناشایسته» خواندن الحاق سازمان حج و زیارت به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری دستور داد «وضعیت به شیوه سابق باقی بماند.»
پیش از این نیز اظهارات اسفندیار رحیم مشایی درباره دوستی با «ملت اسرائیل» نیز باعث واکنش تند برخی از مراجع و روحانیون در قم علیه دولت احمدی نژاد شد.
آیت الله مکارم شیرازی از مراجع نزدیک به محافظه کاران در قم، با انتقاد از اظهارات اسفندیار رحیم مشایی، خواستار «شکسته شدن سکوت دیگر علما و روحانیون در این باره شد» و گفته بود: «چه لزومی دارد کسانی که اینگونه فکر می کنند جزء همکاران رئیس جمهوری باشند؟»
حضور رحیم مشایی در مراسمی در ترکیه که ظاهراً در آن مراسم رقصی توسط زنان اجرا شد و قرآن در هنگام نواختن ساز حمل شده نیز از دیگر مواردی بود که باعث ایجاد جنجال و موضع گیری برخی مراجع تقلید شد.از این رو است که برخی کارشناسان، انتخاب رحیم مشایی که نسبتی خانوادگی با احمدی نژاد دارد، برای سمت معاونت رئیس جمهوری را یک موضع گیری آشکار در قبال منتقدان از او می دانند.
به گونه ای که به نظر می رسد رحیم مشایی و دولت دهم، در ابتدای کار؛ تکلیف خود را با همه منتقدان روشن کرده اند.
منبع
امیر المؤمنین علی علیه السلام در سفرنامه مادام دیولافوآ
«پس از وفات علی علیه السلام فرزندانش حسن و حسین از آتش قیام انتقام خلفای جور (که در زمان وی از سریر قدرت به زیر آمده بودند) در امان نماندند; در مدینه و کربلا شهید شدند و نهال تشیع ازخون آنان قوت گرفت.مبارزه فرزندان علی با خلفای اموی مایه نمایشهای مذهبی گردید که در قرن 19 رواج وسیع یافت.از آن تاریخ به بعد است که بین شیعه و سنی گسیختگی ایجاد شد.شیفتگی شیعه نسبتبه علی به صورت سنتی استوار درآمده است...
چه کسی را میتوان یافت که عالمتر از علی و بیش از او مشتاق صلح و آرامش باشد؟
چه خاندانی را پاکتر از خاندان علی میتوان سراغ گرفت؟
در عصری که خداپرستی با بتپرستی و دیگر مظاهر شرک درآمیخته بود، چه کسی بیش از علی زبان به توحید گشود؟
در جنگها زمانی که همه از صحنه میگریختند چه کسی استوارتر از علی پیکار مینمود؟
زمانی که همه به فکر جان خویش بودند، چه کسی جز علی به استقبال مرگ میشتافت؟
چه کسی عادلانهتر از علی فرمان رانده؟ چه کسی رئوفتر از او میشناسید؟
چه کسی بیش از او در تهدیدهایش راسخ و به وعدههایش وفادار بود؟
...ای دیدگان من گریه کنید و قطرات اشک را با ناله درآمیزید; بگریید بر ظلومیتخاندان رسولالله صلی الله علیه وآله» .
ستایش مادام دیولافوآ از امیرالمؤمنین علی علیه السلام، به زبان فرانسوی از متن اصلی:
Apres lui ses fils, Hassan et Houssein, n|echapperent pas a la vengeance des familles delronees et perirent miserablement tous deux les plaines de Medine et de kerbela, De leur sang repandu nailra le schisme chiite de leurs querelles avec les califdw un drame
pieux, qui formera au dix - huitieme sieclel| element constitufif du theatre dramatique,
Aparlir de colle epoque la scission est completeentre les Sunnites et les Chiites; la
vaneration de ces derniers pour Ali devient une sorte de culte; ses vertus, ses exploits,
le massacre de ses fils sont les uniques objefs de leur devotion et de leur piete:
"Qui etait plus empresse a la paix, plus riche en science, qui avait une fami
posterite plus pure?
"Qui tenait d| un pied ferme au combat quand la deroute etait generale| et se
dans le danger quand chacum etait avare de vie?
"Qui etait Plus juste dans ses arrets, plue equitable dans sa mansuetude, plue sur
dans ses menaces et ses promesses?
"... Pleurez, mes yeux; que vos larmes se melent a ...
منبع:http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?id=45487
مشکلات ٬ انسانهای بزرگ را متعالی میسازد و انسانهای کوچک را متلاشی . . .
( شریعتی )
با کسى جدال و نزاع نکن که بهاء و ارزش خود را از دست مىدهى، با کسى شوخى و مزاح ناشایسته و بىمورد نکن وگرنه افراد بر تو جرى و چیره خواهند شد.
مولا علی (ع)
باتشکر از خانم عطائی و پوزش بخاطر تاخیر چند روزه dr-chamran
چون مولایم علی گفت وای بر انسانهای بی تفاوت ومیانه رو سعی میکنم جواب حرفاتون را تا جایی که می تونم بدم.و تا جایی که می تونم از حرفی که فکر می کنم حق دفاع کنم با سند .البته من به این مطلب اذعان دارم که حق شناسه واقعی خداست وشاید روزی برسه که من هم مثله استاد شریعتی بخواهم حرفهایم را تصحیح کنم البته بحثم در مورده شباهت مسئله بود نه خدایی نا کرده برابری.1.در جواب حرف خانم معصوم.همون امام در جایی از حرفاش می گه باید به رای اکثریت اهمیت داد کاری که در حال حاضر یک عده انجام نمی دهند.(((اگر ده مرتبه این طور اتفاق بیافتد که یک عدهای که اکثریت _فرض کنید_هستند.اینها یک چیزی بگویند.یک عدهای هم که در اقلیت هستند چیزه دیگری بگویند.برود در شورای نگهبان شورای نگهبان اکثریت را رد کند.نقض کند اگر چندین بار این اتفاق بیافتد مردم ازرده می شوند.یعنی ان شناخت از شما ممکن است یک وقت خدایی نا کرده اتغییر بکند واین از بزرگترین خطرهایی است که برای مجلس اسلامی وبرای اسلام است.)))صحیفه نور ج17 ص163..
2.در جواب این که شما آیه لااکراه.......فی دین راسپر کردید ودیگر آیات را نا دیده گرفتید.(((تقریبا بسیاری از روشنفکران ما هستند افراد تحصیل کرده هستند که اینها ادعای اسلام شناسی می کنند .لکن از اسلام بی اطلاعند یک جنبه یا یک جنبه هایی را در آن مطالعه می کنند و مسائلی را در آنجا مثلا می فهمند.لکن جنبه های زیاد دیگری که در اسلام هست توجه نمی کنند)))صحیفه نور ج18 ص 231. 3. (من بر امتم نه از مومن می ترسم نه از مشرک .چرا که مومن ایمانش او را باز می دارد ومشرک را خداوند بوسیله شرکش نابود می سازد.تنها از شر کسانی می تر سم که در دل منافقند.ودر زبان دانا سخنانی دارند دل پسند ولی اعمالی زشت ونا پسند)نهج البلاغه نامه 41.سعی کردم این دفعه حرفی از خودم نزنم تا کاسه از اش داغ تر نشم.ویک جواب کلی از جنس حرف خودتون به کل مطلب .نمی شه هم خدا رو خواست هم خرما
زنده باد مخالف من
ما اگر نمی خواستیم بشنویم که جواب نمی دادیم.
باتشکرdr-chamran
باتشکر از معصوم dr-chamran
خانم عطایی،
سلام
من فکر میکنم که امام حسین دقیقا به "لا اکراه فی الدین" عمل نموده اند چون هیچ کس را مجبور به بیعت نکردن با یزید و یا همراهی ایشان تا کربلا نکردند.
امام حسین برای بیعت نکردن با یزید هجرت را برگزیدند. حتی اعلام جنگ علیه یزید را هم نکردند و شما میدانید که شروع کننده جنگ یزیدیان بودند نه امام حسین.
آیا شنیده اید که بگویند امام حسین رفتار توهین آمیزی با مسلمانان مدینه یا مکه داشته باشند تنها بدین دلیل که او را و دین جدش را یاری نمی کنند؟
حرف من این است که بگذاریم کرامت انسان حفظ شود. آیا میدانید امام خمینی در جواب کسانی که مخالف برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی بودند تنها به دلیل اینکه ظواهر امر حاکی از موافقت همه مردم با جمهوری اسلامی است و دیگر نیازی به برگزاری رفراندوم نیست چه بود؟
آقای دکتر طباطبایی نقل میکنند که امام فرمودند باید انتخابات انجام شود تا آیندگان نگویند جمهوری اسلامی بر مردم تحمیل شده است.
این یعنی اینکه اگر مردم آن زمان به گزینه دیگری رای میدادند امام به رای مردم عمل میکردند.
پس باید بدانیم که حق نداریم کاسه داغتر از آش شویم.
خدا به همه مومن و کافر به یک اندازه حق حیات داده است.
دموکراسی اسلام با همین آیه روشن و واضح است:
لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی"
همه کارهایی که امروزه به نام اسلام انجام میشود به نظر بنده دین ستیزی است و
به جای جذب افراد به سمت دین آنها را از دین گریزان می کند چون افراد عوام که دین را خوب نمی شناسند آنچه به نام دین به آنها خورانده میشود را به عنوان دین میشناسند.
یاد شهدای هفت تیر و شهید بهشتی را گرامی می داریم.روحشان شاد وقرین رحمت الهی
در جواب خانم عطایی ذکر دو نکته حائز اهمیت است:
1)چرا قرآن آخرین کناب آسمانی است و چرا محمد (ص) خاتم الانبیا؟مگر نه اینکه سطح فهم و درک مردم به اندازه ی کافی رشد کرده بود؟مگر نه اینکه این روند به صورت صعودی رشد کرده تا امروز؟
می دانیم در زمان پیامبر هم یهودیان در مدینه در کنار مسلمانان زندگی می کردند و مطابق آیین خود رفتار می کردند ومحمد (ص) آنها را به رسمیت می شناخت و حتی با آنها پیمان بست.حسین(ع) برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد درست.اما نهی از ظلم ستیزی و اسلام معاویه و امر به آزادی و آزادگی.قیام حسین(ع) عین آزادیخواهی است.
2)به 3 بند از منشور حقوق بشر اشاره می کنم:
۱.ماده ٢
هر كس میتواند بی هيچ گونه تمايزی، به ويژه از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دين، عقيده سياسی يا هر عقيده ديگر، و همچنين منشا ملی يا اجتماعی، ثروت، ولادت يا هر وضعيت ديگر، از تمام حقوق و همه آزادیهای ذكرشده در اين اعلاميه بهره مند گردد.
به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد كه مبتنی بر وضع سياسی، قضايی يا بين المللی كشور يا سرزمينی باشد كه شخص به آن تعلق دارد، خواه اين كشور يا سرزمين مستقل، تحت قيمومت يا غير خودمختار باشد، يا حاكميت آن به شكلی محدود شده باشد.
۲.ماده ١٨
هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه، وجدان و دين بهره مند شود. اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد، در قالب آموزش دينی، عبادتها و اجرای آيينها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی، به طور خصوصی يا عمومی است.
۳.ماده ١٩
هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق، مستلزم آن است كه كسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در كسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افكار، به تمام وسايل ممكن، و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.
این در جواب اینکه حق با اکثریت است و اقلیت مجبور به تبعیت از اکثریت هستند.
اما در جواب معصوم:
آیه ی شریفه ی "لا اکراه فی الدین" برای زمان پذیرش اسلام است.در پذیرش اسلام هیچ اجباری نیست.اما اگر اسلام را پذیرفتی شایسته است که آنگونه که اسلام خواسته رفتارکنی و تسلیم در برابر حق باشی.البته اسلام ناب محمدی.اسلامی که سازگاربا هر زمان و مکان است.نه اسلام خشک و متحجرانه.
ببخشید به خاطر نقص های موجود.حوصله ی تفصیل و تفسیر را ندارم.اگر شبه و ابهامی هست بفرمایید تا رفع شود. dr-chamran
باتشکر ویژه از خانم عطائی.dr-chamran
خواهر عزیزم معصومه جان سلام
خواستم در جوابه حرفات حرفایی رو که واسه گفتن داشتم بنویسم.اول بزار یه مسئله رو واست روشن کنم.اگر تو خواهره عزیزم یه خواهره چادری هستی که چادرشو با یقین انتخاب کرده من هنوز به یقین نرسیدم واگر هم گاهی سرم میکنم واسه دله عزیزمه (مادر بزرگ)که فکر می کنه همه نجابت یه دختر به چادرشه.حالا از این حرفای بی منطق که بگذریم اصل حرفم:
امام حسین واسه چی شهید شد؟واسه چی 72 تا از عزیز ترین کساشو سپر بلا کرد ؟ واسه چی حتی از خون فرزند 7 ماهشم دریغ نکرد؟آره میدونم که میدونی اینا همه سوالاتی از نوعه استفهامه انکاری بود.آره واسه امربه معروف ونهی از منکر.اما تا حالا فکر کردی حسین در چه زمانی این کارو کرد؟در زمانی که هنوز 100 سال هم از اومدن پیامبر نگذشته بود.هنوز هم می شد کسایی رو پیدا کرد که اسلام ناب و بدونه واسطه رو از محمد دریافت کرده بودند.هنوز صدای گرم محمد توی گوشه همه بود.ولی ما انسانها زود نامردی میکنیم. زود حرفایه قشنگو یادمون میره.به نظر شما چرا حسین بیخیال نشد؟چرا نگفت خدا که گفته لا اکراه فی الدین؟هرکسو توی قبر خودش می زارندبه من چه؟ چرا نگفت من که نباید بهشون بگم اون اسلامی که من بهشون بگم که دیگه اسلام نیست؟تا حالا به اینا فکر کردی؟دوم.گفتی اول انقلاب چادر سر یه عده کردند.حالااگر از منطقم که بگذریم همیشه عرف در این نیست که حق با اکثریته؟اونا اکثریتی بودند که خودشون به این کار راضی بودند.حالا به نظرت حداقل واسه اون اسلامی که جمهوری مون داره یدک میکشه نباید یکم هم حق به اونا بدیم؟.سوما:در جواب حرفتون که گفتید شما معنی آزادی و نمی فهمید.میشه به من بگید آزادی یعنی چی؟من که توی این 20و چند سالی که عمر از خدا به امانت گرفتم غیر از این نفهمیدم.تا همیشه حرف از آزادی شده حرفه غربیارو پیش کشیدند که ببین اونا آ زادی دارندو.........آنگاه شیطان آدم وحوا را به وسوسه فریب داد تا زشتیهای پوشیده آنان پدیدار شد وبدروغ گفت خدا شما را از این نهی کرد جز براینکه مبادا در بهشت دو پادشاه شوید یا عمر جاویدان یابید.سوره اعراف آِیه 20.
ای مردم اگر از یاری حق باز نمی نشستید ودر خوار ساختن باطل سستی نمی ورزیدید کسانی که هم پایه شما نبدند در شما طمع نمی کردند ومدعیان نیرومندی بر شما سروری نمیافتند. ولی شما چون قوم بنی اسراییل سر گردان شدید به جان خودم که سرگردانی شما چند برابر افزون خواهد شد.........خطبه 165 نهج البلاغه.
اگه یک نگاهی به تصاویر اجداد مون بندازیم می بینیم پیش از اسلام هم محاسن در کشور ما رواج داشته.پس ریش در کشور ما زیاد هم نشانه ی اسلام نیست.
جد بزرگ کورش کبیر(روحش شاد)
کورش کبیر به همراه داریوش اول
منبع:نوروز
وی بعد از انقلاب از مخالفان اعمال پوشش و حجاب اجباری برای زنان بود و استفاده از آن را اختیاری عنوان میکرد.[۵] وی در مصاحبهای که در روزنامه کیهان ۲۰ اسفند ۱۳۵۷ منتشر شد نظر خود را چنین شرح داد:
| ” | اجباری حتی برای زنهای مسلمان هم نیست.چه اجباری؟ حضرت آیت الله خمینی نصیحتی کردند مانند پدری که به فرزندش نصیحت میکند راهنمائیش میکند که شما اینجور باشید به این سبک باشید.[۶ |
منبع:ویکی پدیا
با تشکر از معصوم.لطف کردید.باز هم از این کار ها بکنید.dr-chamran
خانم عطایی سلام
می خوام جواب سوالتون از خدا رو من بدم. این سوال که خدایا ما کجا اشتباه کردیم؟
ما همونجایی اشتباه کردیم که آیه "لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی" را خواندیم و نفهمیدیم معنی آن چیست. بگذارید بنویسم معنیش را چون باور دارم هر چقدر هم که معینیش تکرار شود باز کم است.
"هیچ اجباری در دین وجود ندارد براستی که راه درست از راه نادرست بطور آشکار روشن است"
ما این را خواندیم و از ضعف ایمان خود باور نکردیم که روح جوانانمان میتواند در فضایی کاملا آزاد را حق را تشخیص دهد به گفته صریح خود قران.
پس چه شد؟
آمدیم و در همان اول انقلاب به بهانه دین تمام ظواهر زهد را بر جوانان تحمیل کردیم، بگذارید صریحتر بگویم بعنوان مثال حتی سر اقلیتهای مذهبی خود نیز روسری پوشاندیم، اشتباه نکنید من خودم چادر را انتخاب کرده ام و گفتن زدن این مثال از روی عقده پوشش اجباری نیست.
ما ریش را نشانه مسلمان بودن و اجباری برای تمام ادارات قرار دادیم و برای مردان لباس آستین کوتاه پوشیدن را نشانه دشمنی با اسلام قلمداد کردیم. هنوز یادم می آید که در دبیرستان وقتی جوراب سفید میپوشیدیم از نمره انظباطمان کم میشد و من همیشه منافات این مسئله با روایتی از پیامبر در مورد پوشیدن لباسهای سفید و پاکیزه را بارها مرور میکردم و تنها نتیجه ای که می گرفتم این بود که ما در این جامعه هر بلایی دلمان بخواهد بر سر اسلام خواهیم آورد که نتیجه آن اسلام گریزی جوانان از اسلام خواهد بود.
آری شما راست می گویید جوانان ما از اسلام گریزانند ولی آن اسلامی که طی این چند سال توسط اینگونه جریانات به جوانان ما شناسانده شده است.
کلمه پنج حرفی" آزادی" که به آن اشاره کردید باید بگویم که هنوز معنی آن را هم نمی دانید این جوانان آزادی می خواهند تا خود اسلام را آنگونه که هست بشناسند
چون آنگونه که شناسانده اند من نیز رغبتی به آن ندارم.
به قول دکتر شریعتی، اسلام دین" نه" است و من دین آری را هرگز نخواهم خواست.
من از شک به یقین رسیدن را برای جوانان کشورم آرزو میکنم که اینگونه اسلام آوردن دژی محکم از ایمان در برابر دشمنان اسلام خواهد کشید.

این نامه توسط خانم عطائی نوشته شده است.با تشکر ا ایشون به خاطر توجه و داریتشون.امیدوارم این همکاری تداوم داشته باشه .dr-chamran
خدای من سلام...
خدای خوبو مهربانه من سلام.سلام به خدایی که انسان را از ابتدای تاریخ از آدم تا خاتم تنها نگذاشته است.خدایا به تو می نویسم و حرفه دلمو با تو میزنم.مهربانم من از زمانه خسته ام من از مرد های به اصطلاح مرد خسته ام من از دستهای سنگینه استکبار که گلویم را فشار میدهد و هر لحظه مرا به مرگ نزدیکتر می کند خسته ام .نه نه خدای من اشتباه نگویم نه عزیزترینم من از مرگ نمی ترسم که مولایم علی گفت مرگ برای من از شیر مادر گوارا تر است نه هرگز من هرگز از مرگ نمی ترسم من از مرگ با ذلت از مرگ در عین جاهلیت میترسم . خدایا خدای خوبو مهربونم چی شد یهو؟؟چرا اینجوری شد؟ کدوم لقمه حرمو سر سفره هامون آوردیم که بچه هامون اینجوری دین ستیز شدن؟مردای دینمون کجای کار اشتباه کردند که جوونای مملکتمون الفبای سی ودو حرفی دینو به کلمه پنج حرفی آزادی فروختند؟کدوم تنبیه نا بجا باعث شد که اونا سنگینی محاسن یه نفر دیگرو روی صورت خودشون حس کنند؟چی شد که خونه تو خونه تویی که همه عشق وزندگیمون بودی وهستی و خواهی بود و خواستیم با آتیش خشممون جهنمش کنیم؟نه خدایا نه .من باور نمی کنم اینا فرزندای همون پدرایی باشند که وجب به وجب این خاکو با قطره قطره خونشون آباد کردند.من باور نمی کنم اینا پسرای همون همت هاو باکری ها وچمران هایی باشند که واسه حفظ وطنشون جونشونو فدا کردند.خدایا نخواه که باور کنم ما نسل سوم همون نسلی باشیم که پدرمون روح ال.. تربیت کرد.مهربونم ما که خوب شروع کرده بودیم ما که با هیچی ایرانمونو ساخته بودیم .اون موقعی که هیچ کس آ بادی مارو نمی خواست با فکر و همت مردو زنمون با یه دست به زانو ویه یا علی پاشدیم .چی شد عزیز ترینم چی شد؟کی وکجا چشمه نا پاکه یه نا محرم به ناموسه وطنمون افتاد؟
آره خدا ...فهمیدم فهمیدم چشم دشمن کجای زندگیمونه. این چشمای نا پاک همین تک چشمی هایی هستند که خودمون با دست خودمون با دست خودمون بالای سر خونه هامون نصب کردیم.همون چشمایی که می خواند ما دنیا وایرانمونو از زاویه دیده اونا ببینیم .نه من نمی زارم به قول سهراب چشمها را باید شست جوره دیگر باید دید. نه خدایا من نمی زارم این گوهری که ارزون به دست نیاوردیم ارزون از دستمون بره.حالا با آقای احمدی نژاد یا آقای موسوی ما آبادی ایرانمونو می خواهیم.جاءالحق وذهق الباطل ان الباطل کان ذهوقا.
وسلام.




