
اگر عشق نبود
از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟
بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
این دایرهی کبود، اگر عشق نبود
از آینهها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟
در سینهی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟
بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود
از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟
قیصر امین پور
تقدیم به تمام زندگی ام

خاک پدران است که دست دگران است
هان ای پسرم خانه نگهدار پدر شو
زنده باد استاد شهرام ناظری

این اصلا درست نیست. وقتی که ایشان فوت کردند به تهران با تلفن اطلاع داده شد. از آن طرف هم به آمریکا تلفن زدند تا پسرش احسان هم به لندن برود. آقای احمد صدر حاج سیدجوادی و دکتر ابراهیم یزدی و احسان به لندن رفتند. دوستان پاریس هم به لندن رفتند. در این زمان احسان نراقی برای خانواده ایشان پیغام فرستاد که هویدا گفته است که پیکرش را به تهران بیاورید و تشییع جنازه کنیدو تجلیل کاملی هم از او انجام شود.
ما تا این پیغام را شنیدیم فهمیدیم که حاکمیت قصد دارد پس از مرگ ایشان را بدنام کند. از این جهت مخالفت کرده و به دوستانی که در لندن حضور یافته بودند تلفن کردیم و گفتیم اگر امکان دارد اصلا به تهران نیاورید. از این طرف هم خانمش به تهران رفته و در آنجا آقای عبدالکریم شریعتی گفت: علی چند روز قبل از رفتن به خارج در منزل ما بود که قدم میزد و میگفت آرزو دارم در بستر نمیرم و بعد از مرگم نیز مرا در کنار بستر آن شیرزن کربلا، زینب دفن کنند”. ما این را به عنوان وصیت نامه تلقی کرده و به لندن اعلام کردیم. در آنجا هم دوستان با امام موسی صدر تماس گرفتند و او هم با حافظ اسد تماس گرفت و ترتیبات داده شد تا در زینبیه دفن شود.
.....ما هرگز شریعتی را نه مطلق میدانیم و نه معصوم. ما شریعتی را دردمندی میدانیم که نسبت به وضع موجود بسیار حساسیت داشت و میخواست با تمام توان این اوضاع را از طریق فرهنگی عوض کرده و اصلاحی در اندیشه دینی ایجاد کند. دکتر شریعتی این کار را با شناخت زمان انجام داد اما با شتابزدگی. یعنی در واقع آنطور که خودش هم گفته بود، او همچون بیماری بود که فرصتی برای نالیدن یافته بود و معتقد بود اگر فرصت دوبارهای بیابد تمام کارهایش را اصلاح خواهد کرد.....
|
اي هميشه خوب | |
|
ماهي هميشه تشنه ام |
ببخشید که دیر به دیر آپ میشم.وارد شدن به چرخه تکراری زندگی آدم رو از پیشرفت باز میداره.و وقتی برای آدم نمی مونه.یه مشت کارهای صدتا یه من غاز دور آدم رو پر می کنه.و میشه مثال همون کبکه که سرش تو برفه و از همه جا بی خبره.اگه هر از گاهی سرم رو از برف بیرون بیارم می رسم خدمتتون.موفق باشید.یاعلی
پشت هيچستانم .
پشت هيچستان جايي است.
پشت هيچستان رگ هاي هوا ،
پر قاصد ها ييست که خبر مي آرند،
از گل واشده ي دورترين بوته ي خاک .
روي شنها هم نقشهاي سم اسبان سواران ظريفي است
که صبح،به سر تپه ي معراج شقايق رفتم
پشت هيچستان ، چتر خواهش باز است:
تا نسيم عطشي در بن برگي بدود،
زنگ باران به صدا مي آيد.
آدم اينجا تنهاست
و در اين تنهايي، سايه ي ناروني تا ابديت جاريست .
به سراغ من اگر مي آييد،
نرم و آهسته بياييد
مبادا که ترک بردارد چيني نازک تنهايي من....
عدالت یتیم شد
جبران خليل جبران نويسنده معروف مسيحي مي نويسد:
"علي از جهان درگذشت، در حاليكه شهيد عظمت خود شد. در حالي كه نماز ميان دو لبش بود و دلش از شوق پروردگار لبريز بود. عرب حقيقت مقام و قدر علي را نشناخت، تا از ميان همسايگان پارسي آنان، مردمي به پا خاستند و بين گوهر و سنگ ريزه را فرق گذاشتند."
• بارون كاردايفو دانشمند فرانسوي، مي نويسد:
"علي مولود حوادث نبود، بلكه حوادث را او به وجود آورده بود، اعمال او مخلوق فكر وعاطفه و مخيله خود اوست، پهلواني بود كه درعين دليري ، دلسوز و رقيق القلب، و شهسواري بود كه در هنگام رزم آرايي، زاهد از دنيا گذشته بود. به مال و منصب دنيا اعتنايي نداشت و در حقيقت ، جان خود را فدا نمود. روحي بسيار عميق داشت كه ريشه آن ناپيدا بود و در هر جا خوف الهي آن را فرا گرفته بود."
http://ghadirekhom.com
• دکتر علی شریعتی:
علی (ع)امام است. یعنی نمونه و سرمشق مطلق همهی فضائل متعالی انسانی در ابعاد گوناگون است. بنابر این علی به عنوان نمونهی عدالت نمی تواند يک ظلم را به خاطر مصلحت بپذيرد. زيرا «مصلحت آلوده می کند حقيقت را». مصلحت علي، تحمل معاويه است؛ برای آنکه بعد پيروز شود. چرا که تحمل معاويه به عنوان رهبر سياسی جامعه مجاز است. اما به عنوان کسی که میخواهد نمونه عدالت باشد، عدالتی که شکست ندارد و يک ذره ظلم و نادرستی را تحمل نمی کند. برای اين ضعف است. برای اين ضعف است چون میخواهد «اسطورهای واقعيت يافته در تاريخ» را به عالم و به آينده نشان بدهد.
رب النوع عدالت خشک و دقيقی میباشد که حتی برای مرد نسبتاً خوبی مثل عقيل برادرش قابل تحمل نيست. و نمونهی اعلای تحمل است، در جايی که تحمل نکردن خيانت است. و مظهر اعلای همهی زيبايیها و فضائلی که همواره انسان نيازمندش بوده و نداشته و علی بدين معنی امام است.
امام انسانی است از آنگونه انسانهايی که بايد باشد، اما نيست؛ و بشر همواره میخواسته است. ولی در تاريخ يک نمونه است: علی(ع)
و علی نه تنها امام است، بلکه دارای مزيتی است که در تاريخ هيچ شخصيتی واجد آن نبوده است. و آن اينکه علی يک خانواده امام است. يعنی يک خانواده اساطيري؛ خانوادهای که در آن:
پدر علی(ع) است.
مادر فاطمه(ع) است.
پسران اين خانواده حسن(ع) و حسين (ع) اند.
و دختر اين خانواده زينب(ع) است.
خط آتش
در پشت ميلههاي قفس، از سر ملال
با خط خوش نوشتم
بيتي به حسب حال:
« اول بنا نبود بسوزند عاشقان
آتش به جان شمع فتد كاين بنا نهاد»
چشمم ميان خط
بر روي لفظ «آتش» لرزيد، ايستاد
ديدم: هزار شاخة گل را كه بيگناه
در خط آتشاند.
بيدادهاي مشعلهافروز جنگ را
با خط خون خويش
بر خاك ميكشند!
يك قطره اشك سوزان
بر آتش اوفتاد فریدون مشیری
منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا زین هر دو مانده نام چو سیمرغ و کیمیا
شد راستی خیانت و شد زیرکی سفه شد دوستی عداوت و شد مردمی جفا
گشتهست باژگونه همه رسمهای خلق زین عالم نبهره و گردون بیوفا
هر عاقلی به زاویهای مانده ممتحن هر فاضلی به داهیه ای گشته مبتلا
آنکس که گوید از ره معنی کنون همی اندر میان خلق ممیز چو من کجا
دیوانه را همی نشناسد ز هوشیار بیگانه را همی بگزیند بر آشنا
با یکدگر کنند همی کبر هر گروه آگاه نه کز آن نتوان یافت کبریا
هرگز بسوی کبر نتابد عنان خویش هرکه آیتی نخست بخواند «ز هل اتی»
با این همه که کبر نکوهیده عادتست آزاده را همی ز تواضع بود بلا
گر من نکوشمی به تواضع نبینمی از هر خسی مذلت و از هر کسی عنا
با جاهلان اگرچه به صورت برابرم فرقی بود هرآینه آخر میان ما
آمد نصیب من ز همه مردمان دو چیز از دوستان مذلت و از دشمنان جفا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حال من بد نیست غم کم می خورم کم که نه! هر روز کم کم می خورم
آب می خواهم، سرابم می دهند عشق می ورزم عذابم می دهند
خود نمی دانم کجا رفتم به خواب از چه بیدارم نکردی؟ آفتاب!!!!
خنجری بر قلب بیمارم زدند بی گناهی بودم و دارم زدند
دشنه ای نامرد بر پشتم نشست از غم نامردمی پشتم شکست
سنگ را بستند و سگ آزاد شد یک شبه بیداد آمد داد شد
عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام تیشه زد بر ریشه ی اندیشه ام
عشق اگر اینست مرتد می شوم خوب اگر اینست من بد می شوم
بس کن ای دل نابسامانی بس است کافرم! دیگر مسلمانی بس است
در میان خلق سر در گم شدم عاقبت آلوده ی مردم شدم
بعد ازاین بابی کسی خو می کنم هر چه در دل داشتم رو می کنم
نیستم از مردم خنجر بدست بت پرستم، بت پرستم، بت پرست
بت پرستم،بت پرستی کار ماست چشم مستی تحفه ی بازار ماست
درد می بارد چو لب تر می کنم طالعم شوم است باور می کنم
من که با دریا تلاطم کرده ام راه دریا را چرا گم کرده ام؟؟؟
قفل غم بر درب سلولم مزن! من خودم خوشباورم گولم مزن!
من نمی گویم که خاموشم مکن من نمی گویم فراموشم مکن
من نمی گویم،دگر گفتن بس است گفتن اما هیچ نشنفتن بس است
آه! در شهر شما یاری نبود قصه هایم را خریداری نبود!!!
وای! رسم شهرتان بیداد بود شهرتان از خون ما آباد بود
ممنون از اظهار محبتتون-یاحق
الا ای پیر فرزانه مکن منعم ز پیمانه
که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم
ازآن حضرت سؤال شد : مروت چيست؟ فرمود : حفظ دين، عزت نفس، نرمش، احسان، پرداخت حقوق و اظهار دوستي نسبت به مردم .
تحف العقول ص227
از ان حضرت سوال شد : کرم چيست فرمود : بخشش پيش از خواهش و اطعام درقحطي .
تحف العقول ص 722
http://imamhasan.info/fa/منبع
-
یاد بود سی و یکمین سالگرد ربوده شدن بزرگ مرد امام موسی صدر
سرکار خانم فاطمه صدر عاملی، نویسنده و محقق و خواهرزاده امام موسی صدر
من کوچک بودم و يک دايی داشتم که بزرگ بود. قدش بلند بود. خودش میگفت مثل مناره مسجد. دايی جون يک خصوصيتی که داشت اين بود که ما را داخل آدم حساب میکرد. به حرفمان گوش میداد و با ما حرف میزد. حرف حسابی میزد. به من میگفت: «اين بچه ها را میبينی؟ همه از يک فاميلاند اما با هم فرق دارند چون پدرانشان با هم فرق دارند چون در محيطهای مختلف بزرگ شدهاند. آدمها با هم فرق دارند. به خاطر محيط، نسل و تربيت مختلف با هم فرق دارند.»
دايی جون به ما رسيدگی میکرد؛ يعنی دقت میکرد که مساله تک تک ما چيست. علاقه ما چيست. آن موقع شرايط اين طور بود که دخترها يا در خانه درس میخواندند يا مکتب میرفتند. يکی از دوستان پدرم وقتی ديده بود من دارم امتحان میدهم که تصديق دبستان بگيرم تا بروم دبيرستان، با پدرم دعوا کرده بود که دخترهای ما نبايد بروند دبيرستان. آن موقع دايی جون لبنان بود. من برايش نامه مینوشتم و درد دل میکردم. اين را هم تعريف کردم. يک سفر که آمده بود ايران با پدرم حرف زد، گفت: «الان دوره ای نيست که آدم دختر را نفرستد درس بخواند. جريان زندگی مثل يک نهر آب است. بايد به بچهات شنا ياد بدهی، کنار بايستی و مراقب باشی که غرق نشود.»
دايی جون می گفت: «آدم ها را زود دسته بندی نکنيد و کنار نگذاريد. فلانی چون اين طوری لباس میپوشد، پس اين طوری فکر میکند چون اين طوری فکر میکند، پس حتما فلان جور است.» میگفت:«خوب است آدم خودش باشد، خودش را حفظ کند ولی بقيه را هم ببيند و بشنود.» وقتی بعدها برای درس خواندن رفته بودم آلمان، يک همشاگردی نپالی داشتم. دايی جون می گفت: «ارتباطت را با اين قطع نکن. دنيا را میتوانی با آدمهايش بشناسی.»
من جوان بودم و يک دايی داشتم که ديگر جوان نبود، اما هنوز خوب لباس میپوشيد، عطر میزد. به من میگفت خوب لباس بپوش. حجاب داشته باش ولی خوب بپوش. حتی يک مدل لباس برايم انتخاب کرده بود و آورده بود. گفت: «اين به نظرم برای تو خوب باشد.» يک لباس همان جور که او پيشنهاد کرده بود برای خودم دوختم که خوب بود. دايی به تک تک ما دقيق میشد. ما را داخل آدم حساب میکرد. ما را که يک مشت بچه بوديم و توی حياط خانه شلوغی در قم گرگم به هوا بازی میکرديم.
منبع:مجله همشهری جوان، 9/6/1387،ص 49 /http://www.imamsadr.blogfa.com
ربنا افرغ علینا صبرا.....
اللهم فک کل اسیر
اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین.........
قبول باشه.التماس دعا
اللهم عجل لولیک الفرج
خیلی وقت بود آپ نشده بودم.دلم نیومد واسه نیمه ی شعبان هم مطلب نذارم.خیلی با خودم کلنجار رفتم که چی بنویسم...
تصمیم گرفتم چیزی ننویسم.یه عکس آماده کردم که هرکس هر جور دوست داره برداشت کنه.برداشت آزاد.تسلی خاطری هم باشه برای بازماندگان این عزیزان(و هرکسی که به گونه ای از این حوادث متضرر شده) و بدونن که دل همه ی ایرانی ها از اتفاقات اخیر خونه از خدای مهربون هم می خوام یاریش رو نزدیک تر از نزدیک کنه.مهدی مسیح سوشیانت منجی .....الهی آمین
تصویر در اندازه واقعی در
انتخاب مشایی خشم حوزه را برمیانگیزد
معرفی مشایی به عنوان معاون اول رئیس دولت که احمدینژاد پنجشنبه شب خبر آن را در مشهد اعلام کرده بود، روز شنبه واکنش تند مطبوعات هر دو جناح سیاسی کشور را در پی داشت. به طوری که علاوه بر روزنامههای اصلاح طلب نظیر سرمایه، اعتماد و اعتماد ملی، روزنامههای اصولگرایی همچون جمهوری اسلامی، خراسان و حتی متحد سرسخت رسانهای احمدینژاد یعنی کیهان نیز علیه این تصمیم، موضعگیری کردند.
روزنامه جمهوری اسلامی در ستون «جهت اطلاع» در این باره نوشت:
انتصاب اسفنديار رحيم مشائي به عنوان معاون اول رئيس جمهور با واكنش محافل سياسي مواجه شد و صاحبنظران اين اقدام را نوعي دهن كجي به بزرگاني دانستند كه خواستار بركناري اين شخص از رياست سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري شده بودند. مشائي طي چهار سال گذشته بارها سخناني برخلاف مباني اسلام گفت و صهيونيست هاي اشغالگر فلسطين را تحت عنوان « مردم اسرائيل » دوست مردم ايران دانست . وي در آخرين اقدام خود تلاش كرد سازمان حج و زيارت را هم به سازمان گردشگري ملحق كند كه با مخالفت صريح رهبر معظم انقلاب ناكام ماند.
روزنامه خراسان نیز از زبان رضا اکرمی نماینده اصولگرای تهران نوشت:
ایشان به عنوان رئیس جمهور آتی باید منتظر مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری و تحلیف در مجلس می ماندند و پس از آن اقدام به انتخاب معاونین خود می کردند... یا ما در تشخیص صلاحیت رحیم مشایی اشتباه می کنیم، یا این اشتباه متوجه گروه مشاوران رئیس جمهوری است و یا این که رئیس جمهور نسبت به انتقادات بسیاری که به اظهارات و عملکرد مشایی صورت گرفته است، بی تفاوت اند و آن ها را باور ندارند.
روزنامه کیهان نیز در این باره نوشت:
پرسروصداترین تغییری که تاکنون در کابینه دهم رخ داده، معاون اولی رحیم مشایی است؛ کسی که در دولت نهم با اظهارات نسنجیده و نابخردانه خویش بارها موجبات ناخرسندی دلسوزان انقلاب را فراهم کرد. بسیاری از اصولگرایان انتظار داشتند رئیس جمهور به دلیل رفتار و گفتار انتقادآمیز مشایی او را از کابینه دهم حذف نماید اما اینگونه نشد. او اکنون فرد دوم کابینه است. این انتصاب بی تردید با مخالفت وسیع نیروهای انقلابی و اصولگرا و انبوه حامیان دکتراحمدی نژاد مواجه خواهد شد.
در مقابل، مطبوعات اصلاح طلب نیز علیه تصمیم احمدی نژاد برای انتخاب مشایی به عنوان معاون اول موضعگیری کردند و این انتخاب را مسبب خشم علما و مراجع ارزیابی کردند.
روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت:
انتصابي که بيش از همه توجه محافل سياسي و رسانه يي را به خود جلب کرد حکم معاون اولي براي چهره جنجالي دولت نهم يعني اسفنديار رحيم مشايي معاون احمدي نژاد و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بود؛ چهره يي که بعد از رئيس دولت با گفته ها و تصميماتش با حاشيه هاي فراواني همراه بود تا جايي که دو غائله وي با نامه مسوولان ارشد نظام فيصله داده شد. اگرچه موضوعاتي از قبيل حضور در مراسم اجراي رقص در ترکيه، وعده ساخت هتل هاي پنج ستاره «به اندازه يي که نتوان آنها را شمرد»، مصاحبه با يک روزنامه خارجي و آزاد دانستن حجاب در ايران، حمل قرآن با حرکات موزون محلي در يکي از همايش هاي سازمان ميراث فرهنگي براي دولت احمدي نژاد دردسرساز شد اما ابراز دوستي او به مردم اسرائيل و الحاق سازمان حج و زيارت به مجموعه تحت مديريتش از جمله مواضع و تصميم گيري هايي بود که از سويي به خاطر بالا گرفتن حواشي و اعتراض ها به دخالت مستقيم مسوولان ارشد نظام انجاميد و از سوي ديگر جبهه بزرگي از منتقدان که عمدتاً از جناح راست بودند را مقابل وي بسيج کرد که البته در راس آن روحانيون مجلس، علماي بلندپايه و مراجع عظام تقليد بودند. در پس اين تصميم ها و موضع گيري ها بود که درخواست ها از احمدي نژاد براي عزل يا استعفاي وي بالا گرفت که البته هر کدام پس از ديگري از سوي رئيس دولت نهم رد مي شد. اگرچه برخي همسويان دولت معتقد بودند احمدي نژاد در کابينه جديد بايد عذر چهره هاي جنجال برانگيز را بخواهد يا در تصميم گيري به گونه يي عمل کند تا وعده «تغيير»ي که در نخستين نطق تلويزيوني اش بعد از انتخابات داده بود حداقل در چيدن کابينه نمودار شود اما چنين نشد و با نخستين انتصاب ها احمدي نژاد نه تنها آب پاکي را روي دست توصيه کنندگان ريخت بلکه نخستين انتصاب را به حاشيه سازترين چهره اختصاص داد تا موضع خود در مقابل منتقدان در دولت جديد را روشن کند.
روزنامه اعتماد ملی نیز گزارش داد:
تنها چند ساعت پس از آنكه وي برخي سمتهاي جديد دولت را ميان حلقه نزديكانش توزيع كرد، واكنشها نيز آغاز شد. علي مطهري، نماينده تهران در گفتوگو با خبرنگار اعتمادملي از شگفتزدگي علي لاريجاني، رئيس مجلس پس از شنيدن اخبار كابينه خبر داد و افزود كه بر حسب اطلاع انتصابهاي جديد با مسوولان عالي نظام نيز هماهنگ نشده است. علي مطهري، برادرزن رئيس مجلس كه خود نيز با شنيدن خبر انتصاب مشايي در مقام دومي كابينه دهم اظهار تعجب ميكرد درباره واكنشهايي كه اين انتخاب احمدينژاد برانگيخته است، گفت: «همه دوستان و همفكران بنده از جمله آقاي لايجاني در تماس تلفني از اين خبر متعجب شده و ابراز تحير كرده است.» وي افزود: «اين خبر آنقدر ناباورانه بود كه صحت آن را از دولتمردان جويا شديم.»
این روزنامه همچنین یادداشتی را از علی مطهری منتشر کرده که در آن بر برقراری انتقادهای پیشین از مشایی، تاکید شده است. مطهری همچنین در مصاحبه دیگری خبر داده که قصد دارد بار دیگر برای سؤال از احمدینژاد، امضا جمع کند.
روزنامه سرمایه نیز سابقهی سیاسی مشایی را مطرح کرد:
انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به عنوان معاون اول محمود احمدی نژاد می تواند تنش ها در رابطه میان روحانیون بلندپایه قم و دولت دهم را افزایش دهد. اسفندیار رحیم مشایی که نسبت خانوادگی با محمود احمدی نژاد (وی پدرخانم پسر احمدی نژاد است) دارد، یکی از جنجالی ترین اعضای دولت نهم بود که اقدامات و اظهارات او خشم بسیاری از روحانیون را برانگیخت.
اسفندیار رحیم مشایی در آغاز سال 1388 از الحاق سازمان حج و زیارت به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خبر داده بود. این اقدام اسفندیار رحیم مشایی با واکنش تند روحانیون مواجه شد و در نهایت مقام معظم رهبری با «ناشایسته» خواندن الحاق سازمان حج و زیارت به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری دستور داد «وضعیت به شیوه سابق باقی بماند.»
پیش از این نیز اظهارات اسفندیار رحیم مشایی درباره دوستی با «ملت اسرائیل» نیز باعث واکنش تند برخی از مراجع و روحانیون در قم علیه دولت احمدی نژاد شد.
آیت الله مکارم شیرازی از مراجع نزدیک به محافظه کاران در قم، با انتقاد از اظهارات اسفندیار رحیم مشایی، خواستار «شکسته شدن سکوت دیگر علما و روحانیون در این باره شد» و گفته بود: «چه لزومی دارد کسانی که اینگونه فکر می کنند جزء همکاران رئیس جمهوری باشند؟»
حضور رحیم مشایی در مراسمی در ترکیه که ظاهراً در آن مراسم رقصی توسط زنان اجرا شد و قرآن در هنگام نواختن ساز حمل شده نیز از دیگر مواردی بود که باعث ایجاد جنجال و موضع گیری برخی مراجع تقلید شد.از این رو است که برخی کارشناسان، انتخاب رحیم مشایی که نسبتی خانوادگی با احمدی نژاد دارد، برای سمت معاونت رئیس جمهوری را یک موضع گیری آشکار در قبال منتقدان از او می دانند.
به گونه ای که به نظر می رسد رحیم مشایی و دولت دهم، در ابتدای کار؛ تکلیف خود را با همه منتقدان روشن کرده اند.
منبع
امیر المؤمنین علی علیه السلام در سفرنامه مادام دیولافوآ
«پس از وفات علی علیه السلام فرزندانش حسن و حسین از آتش قیام انتقام خلفای جور (که در زمان وی از سریر قدرت به زیر آمده بودند) در امان نماندند; در مدینه و کربلا شهید شدند و نهال تشیع ازخون آنان قوت گرفت.مبارزه فرزندان علی با خلفای اموی مایه نمایشهای مذهبی گردید که در قرن 19 رواج وسیع یافت.از آن تاریخ به بعد است که بین شیعه و سنی گسیختگی ایجاد شد.شیفتگی شیعه نسبتبه علی به صورت سنتی استوار درآمده است...
چه کسی را میتوان یافت که عالمتر از علی و بیش از او مشتاق صلح و آرامش باشد؟
چه خاندانی را پاکتر از خاندان علی میتوان سراغ گرفت؟
در عصری که خداپرستی با بتپرستی و دیگر مظاهر شرک درآمیخته بود، چه کسی بیش از علی زبان به توحید گشود؟
در جنگها زمانی که همه از صحنه میگریختند چه کسی استوارتر از علی پیکار مینمود؟
زمانی که همه به فکر جان خویش بودند، چه کسی جز علی به استقبال مرگ میشتافت؟
چه کسی عادلانهتر از علی فرمان رانده؟ چه کسی رئوفتر از او میشناسید؟
چه کسی بیش از او در تهدیدهایش راسخ و به وعدههایش وفادار بود؟
...ای دیدگان من گریه کنید و قطرات اشک را با ناله درآمیزید; بگریید بر ظلومیتخاندان رسولالله صلی الله علیه وآله» .
ستایش مادام دیولافوآ از امیرالمؤمنین علی علیه السلام، به زبان فرانسوی از متن اصلی:
Apres lui ses fils, Hassan et Houssein, n|echapperent pas a la vengeance des familles delronees et perirent miserablement tous deux les plaines de Medine et de kerbela, De leur sang repandu nailra le schisme chiite de leurs querelles avec les califdw un drame
pieux, qui formera au dix - huitieme sieclel| element constitufif du theatre dramatique,
Aparlir de colle epoque la scission est completeentre les Sunnites et les Chiites; la
vaneration de ces derniers pour Ali devient une sorte de culte; ses vertus, ses exploits,
le massacre de ses fils sont les uniques objefs de leur devotion et de leur piete:
"Qui etait plus empresse a la paix, plus riche en science, qui avait une fami
posterite plus pure?
"Qui tenait d| un pied ferme au combat quand la deroute etait generale| et se
dans le danger quand chacum etait avare de vie?
"Qui etait Plus juste dans ses arrets, plue equitable dans sa mansuetude, plue sur
dans ses menaces et ses promesses?
"... Pleurez, mes yeux; que vos larmes se melent a ...
منبع:http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?id=45487
مشکلات ٬ انسانهای بزرگ را متعالی میسازد و انسانهای کوچک را متلاشی . . .
( شریعتی )
با کسى جدال و نزاع نکن که بهاء و ارزش خود را از دست مىدهى، با کسى شوخى و مزاح ناشایسته و بىمورد نکن وگرنه افراد بر تو جرى و چیره خواهند شد.
مولا علی (ع)
باتشکر از خانم عطائی و پوزش بخاطر تاخیر چند روزه dr-chamran
چون مولایم علی گفت وای بر انسانهای بی تفاوت ومیانه رو سعی میکنم جواب حرفاتون را تا جایی که می تونم بدم.و تا جایی که می تونم از حرفی که فکر می کنم حق دفاع کنم با سند .البته من به این مطلب اذعان دارم که حق شناسه واقعی خداست وشاید روزی برسه که من هم مثله استاد شریعتی بخواهم حرفهایم را تصحیح کنم البته بحثم در مورده شباهت مسئله بود نه خدایی نا کرده برابری.1.در جواب حرف خانم معصوم.همون امام در جایی از حرفاش می گه باید به رای اکثریت اهمیت داد کاری که در حال حاضر یک عده انجام نمی دهند.(((اگر ده مرتبه این طور اتفاق بیافتد که یک عدهای که اکثریت _فرض کنید_هستند.اینها یک چیزی بگویند.یک عدهای هم که در اقلیت هستند چیزه دیگری بگویند.برود در شورای نگهبان شورای نگهبان اکثریت را رد کند.نقض کند اگر چندین بار این اتفاق بیافتد مردم ازرده می شوند.یعنی ان شناخت از شما ممکن است یک وقت خدایی نا کرده اتغییر بکند واین از بزرگترین خطرهایی است که برای مجلس اسلامی وبرای اسلام است.)))صحیفه نور ج17 ص163..
2.در جواب این که شما آیه لااکراه.......فی دین راسپر کردید ودیگر آیات را نا دیده گرفتید.(((تقریبا بسیاری از روشنفکران ما هستند افراد تحصیل کرده هستند که اینها ادعای اسلام شناسی می کنند .لکن از اسلام بی اطلاعند یک جنبه یا یک جنبه هایی را در آن مطالعه می کنند و مسائلی را در آنجا مثلا می فهمند.لکن جنبه های زیاد دیگری که در اسلام هست توجه نمی کنند)))صحیفه نور ج18 ص 231. 3. (من بر امتم نه از مومن می ترسم نه از مشرک .چرا که مومن ایمانش او را باز می دارد ومشرک را خداوند بوسیله شرکش نابود می سازد.تنها از شر کسانی می تر سم که در دل منافقند.ودر زبان دانا سخنانی دارند دل پسند ولی اعمالی زشت ونا پسند)نهج البلاغه نامه 41.سعی کردم این دفعه حرفی از خودم نزنم تا کاسه از اش داغ تر نشم.ویک جواب کلی از جنس حرف خودتون به کل مطلب .نمی شه هم خدا رو خواست هم خرما
زنده باد مخالف من
ما اگر نمی خواستیم بشنویم که جواب نمی دادیم.
باتشکرdr-chamran
باتشکر از معصوم dr-chamran
خانم عطایی،
سلام
من فکر میکنم که امام حسین دقیقا به "لا اکراه فی الدین" عمل نموده اند چون هیچ کس را مجبور به بیعت نکردن با یزید و یا همراهی ایشان تا کربلا نکردند.
امام حسین برای بیعت نکردن با یزید هجرت را برگزیدند. حتی اعلام جنگ علیه یزید را هم نکردند و شما میدانید که شروع کننده جنگ یزیدیان بودند نه امام حسین.
آیا شنیده اید که بگویند امام حسین رفتار توهین آمیزی با مسلمانان مدینه یا مکه داشته باشند تنها بدین دلیل که او را و دین جدش را یاری نمی کنند؟
حرف من این است که بگذاریم کرامت انسان حفظ شود. آیا میدانید امام خمینی در جواب کسانی که مخالف برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی بودند تنها به دلیل اینکه ظواهر امر حاکی از موافقت همه مردم با جمهوری اسلامی است و دیگر نیازی به برگزاری رفراندوم نیست چه بود؟
آقای دکتر طباطبایی نقل میکنند که امام فرمودند باید انتخابات انجام شود تا آیندگان نگویند جمهوری اسلامی بر مردم تحمیل شده است.
این یعنی اینکه اگر مردم آن زمان به گزینه دیگری رای میدادند امام به رای مردم عمل میکردند.
پس باید بدانیم که حق نداریم کاسه داغتر از آش شویم.
خدا به همه مومن و کافر به یک اندازه حق حیات داده است.
دموکراسی اسلام با همین آیه روشن و واضح است:
لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی"
همه کارهایی که امروزه به نام اسلام انجام میشود به نظر بنده دین ستیزی است و
به جای جذب افراد به سمت دین آنها را از دین گریزان می کند چون افراد عوام که دین را خوب نمی شناسند آنچه به نام دین به آنها خورانده میشود را به عنوان دین میشناسند.
یاد شهدای هفت تیر و شهید بهشتی را گرامی می داریم.روحشان شاد وقرین رحمت الهی
در جواب خانم عطایی ذکر دو نکته حائز اهمیت است:
1)چرا قرآن آخرین کناب آسمانی است و چرا محمد (ص) خاتم الانبیا؟مگر نه اینکه سطح فهم و درک مردم به اندازه ی کافی رشد کرده بود؟مگر نه اینکه این روند به صورت صعودی رشد کرده تا امروز؟
می دانیم در زمان پیامبر هم یهودیان در مدینه در کنار مسلمانان زندگی می کردند و مطابق آیین خود رفتار می کردند ومحمد (ص) آنها را به رسمیت می شناخت و حتی با آنها پیمان بست.حسین(ع) برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد درست.اما نهی از ظلم ستیزی و اسلام معاویه و امر به آزادی و آزادگی.قیام حسین(ع) عین آزادیخواهی است.
2)به 3 بند از منشور حقوق بشر اشاره می کنم:
۱.ماده ٢
هر كس میتواند بی هيچ گونه تمايزی، به ويژه از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دين، عقيده سياسی يا هر عقيده ديگر، و همچنين منشا ملی يا اجتماعی، ثروت، ولادت يا هر وضعيت ديگر، از تمام حقوق و همه آزادیهای ذكرشده در اين اعلاميه بهره مند گردد.
به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد كه مبتنی بر وضع سياسی، قضايی يا بين المللی كشور يا سرزمينی باشد كه شخص به آن تعلق دارد، خواه اين كشور يا سرزمين مستقل، تحت قيمومت يا غير خودمختار باشد، يا حاكميت آن به شكلی محدود شده باشد.
۲.ماده ١٨
هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه، وجدان و دين بهره مند شود. اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد، در قالب آموزش دينی، عبادتها و اجرای آيينها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی، به طور خصوصی يا عمومی است.
۳.ماده ١٩
هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق، مستلزم آن است كه كسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در كسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افكار، به تمام وسايل ممكن، و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.
این در جواب اینکه حق با اکثریت است و اقلیت مجبور به تبعیت از اکثریت هستند.
اما در جواب معصوم:
آیه ی شریفه ی "لا اکراه فی الدین" برای زمان پذیرش اسلام است.در پذیرش اسلام هیچ اجباری نیست.اما اگر اسلام را پذیرفتی شایسته است که آنگونه که اسلام خواسته رفتارکنی و تسلیم در برابر حق باشی.البته اسلام ناب محمدی.اسلامی که سازگاربا هر زمان و مکان است.نه اسلام خشک و متحجرانه.
ببخشید به خاطر نقص های موجود.حوصله ی تفصیل و تفسیر را ندارم.اگر شبه و ابهامی هست بفرمایید تا رفع شود. dr-chamran
باتشکر ویژه از خانم عطائی.dr-chamran
خواهر عزیزم معصومه جان سلام
خواستم در جوابه حرفات حرفایی رو که واسه گفتن داشتم بنویسم.اول بزار یه مسئله رو واست روشن کنم.اگر تو خواهره عزیزم یه خواهره چادری هستی که چادرشو با یقین انتخاب کرده من هنوز به یقین نرسیدم واگر هم گاهی سرم میکنم واسه دله عزیزمه (مادر بزرگ)که فکر می کنه همه نجابت یه دختر به چادرشه.حالا از این حرفای بی منطق که بگذریم اصل حرفم:
امام حسین واسه چی شهید شد؟واسه چی 72 تا از عزیز ترین کساشو سپر بلا کرد ؟ واسه چی حتی از خون فرزند 7 ماهشم دریغ نکرد؟آره میدونم که میدونی اینا همه سوالاتی از نوعه استفهامه انکاری بود.آره واسه امربه معروف ونهی از منکر.اما تا حالا فکر کردی حسین در چه زمانی این کارو کرد؟در زمانی که هنوز 100 سال هم از اومدن پیامبر نگذشته بود.هنوز هم می شد کسایی رو پیدا کرد که اسلام ناب و بدونه واسطه رو از محمد دریافت کرده بودند.هنوز صدای گرم محمد توی گوشه همه بود.ولی ما انسانها زود نامردی میکنیم. زود حرفایه قشنگو یادمون میره.به نظر شما چرا حسین بیخیال نشد؟چرا نگفت خدا که گفته لا اکراه فی الدین؟هرکسو توی قبر خودش می زارندبه من چه؟ چرا نگفت من که نباید بهشون بگم اون اسلامی که من بهشون بگم که دیگه اسلام نیست؟تا حالا به اینا فکر کردی؟دوم.گفتی اول انقلاب چادر سر یه عده کردند.حالااگر از منطقم که بگذریم همیشه عرف در این نیست که حق با اکثریته؟اونا اکثریتی بودند که خودشون به این کار راضی بودند.حالا به نظرت حداقل واسه اون اسلامی که جمهوری مون داره یدک میکشه نباید یکم هم حق به اونا بدیم؟.سوما:در جواب حرفتون که گفتید شما معنی آزادی و نمی فهمید.میشه به من بگید آزادی یعنی چی؟من که توی این 20و چند سالی که عمر از خدا به امانت گرفتم غیر از این نفهمیدم.تا همیشه حرف از آزادی شده حرفه غربیارو پیش کشیدند که ببین اونا آ زادی دارندو.........آنگاه شیطان آدم وحوا را به وسوسه فریب داد تا زشتیهای پوشیده آنان پدیدار شد وبدروغ گفت خدا شما را از این نهی کرد جز براینکه مبادا در بهشت دو پادشاه شوید یا عمر جاویدان یابید.سوره اعراف آِیه 20.
ای مردم اگر از یاری حق باز نمی نشستید ودر خوار ساختن باطل سستی نمی ورزیدید کسانی که هم پایه شما نبدند در شما طمع نمی کردند ومدعیان نیرومندی بر شما سروری نمیافتند. ولی شما چون قوم بنی اسراییل سر گردان شدید به جان خودم که سرگردانی شما چند برابر افزون خواهد شد.........خطبه 165 نهج البلاغه.
اگه یک نگاهی به تصاویر اجداد مون بندازیم می بینیم پیش از اسلام هم محاسن در کشور ما رواج داشته.پس ریش در کشور ما زیاد هم نشانه ی اسلام نیست.
جد بزرگ کورش کبیر(روحش شاد)
کورش کبیر به همراه داریوش اول
منبع:نوروز
وی بعد از انقلاب از مخالفان اعمال پوشش و حجاب اجباری برای زنان بود و استفاده از آن را اختیاری عنوان میکرد.[۵] وی در مصاحبهای که در روزنامه کیهان ۲۰ اسفند ۱۳۵۷ منتشر شد نظر خود را چنین شرح داد:
| ” | اجباری حتی برای زنهای مسلمان هم نیست.چه اجباری؟ حضرت آیت الله خمینی نصیحتی کردند مانند پدری که به فرزندش نصیحت میکند راهنمائیش میکند که شما اینجور باشید به این سبک باشید.[۶ |
منبع:ویکی پدیا
با تشکر از معصوم.لطف کردید.باز هم از این کار ها بکنید.dr-chamran
خانم عطایی سلام
می خوام جواب سوالتون از خدا رو من بدم. این سوال که خدایا ما کجا اشتباه کردیم؟
ما همونجایی اشتباه کردیم که آیه "لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی" را خواندیم و نفهمیدیم معنی آن چیست. بگذارید بنویسم معنیش را چون باور دارم هر چقدر هم که معینیش تکرار شود باز کم است.
"هیچ اجباری در دین وجود ندارد براستی که راه درست از راه نادرست بطور آشکار روشن است"
ما این را خواندیم و از ضعف ایمان خود باور نکردیم که روح جوانانمان میتواند در فضایی کاملا آزاد را حق را تشخیص دهد به گفته صریح خود قران.
پس چه شد؟
آمدیم و در همان اول انقلاب به بهانه دین تمام ظواهر زهد را بر جوانان تحمیل کردیم، بگذارید صریحتر بگویم بعنوان مثال حتی سر اقلیتهای مذهبی خود نیز روسری پوشاندیم، اشتباه نکنید من خودم چادر را انتخاب کرده ام و گفتن زدن این مثال از روی عقده پوشش اجباری نیست.
ما ریش را نشانه مسلمان بودن و اجباری برای تمام ادارات قرار دادیم و برای مردان لباس آستین کوتاه پوشیدن را نشانه دشمنی با اسلام قلمداد کردیم. هنوز یادم می آید که در دبیرستان وقتی جوراب سفید میپوشیدیم از نمره انظباطمان کم میشد و من همیشه منافات این مسئله با روایتی از پیامبر در مورد پوشیدن لباسهای سفید و پاکیزه را بارها مرور میکردم و تنها نتیجه ای که می گرفتم این بود که ما در این جامعه هر بلایی دلمان بخواهد بر سر اسلام خواهیم آورد که نتیجه آن اسلام گریزی جوانان از اسلام خواهد بود.
آری شما راست می گویید جوانان ما از اسلام گریزانند ولی آن اسلامی که طی این چند سال توسط اینگونه جریانات به جوانان ما شناسانده شده است.
کلمه پنج حرفی" آزادی" که به آن اشاره کردید باید بگویم که هنوز معنی آن را هم نمی دانید این جوانان آزادی می خواهند تا خود اسلام را آنگونه که هست بشناسند
چون آنگونه که شناسانده اند من نیز رغبتی به آن ندارم.
به قول دکتر شریعتی، اسلام دین" نه" است و من دین آری را هرگز نخواهم خواست.
من از شک به یقین رسیدن را برای جوانان کشورم آرزو میکنم که اینگونه اسلام آوردن دژی محکم از ایمان در برابر دشمنان اسلام خواهد کشید.

این نامه توسط خانم عطائی نوشته شده است.با تشکر ا ایشون به خاطر توجه و داریتشون.امیدوارم این همکاری تداوم داشته باشه .dr-chamran
خدای من سلام...
خدای خوبو مهربانه من سلام.سلام به خدایی که انسان را از ابتدای تاریخ از آدم تا خاتم تنها نگذاشته است.خدایا به تو می نویسم و حرفه دلمو با تو میزنم.مهربانم من از زمانه خسته ام من از مرد های به اصطلاح مرد خسته ام من از دستهای سنگینه استکبار که گلویم را فشار میدهد و هر لحظه مرا به مرگ نزدیکتر می کند خسته ام .نه نه خدای من اشتباه نگویم نه عزیزترینم من از مرگ نمی ترسم که مولایم علی گفت مرگ برای من از شیر مادر گوارا تر است نه هرگز من هرگز از مرگ نمی ترسم من از مرگ با ذلت از مرگ در عین جاهلیت میترسم . خدایا خدای خوبو مهربونم چی شد یهو؟؟چرا اینجوری شد؟ کدوم لقمه حرمو سر سفره هامون آوردیم که بچه هامون اینجوری دین ستیز شدن؟مردای دینمون کجای کار اشتباه کردند که جوونای مملکتمون الفبای سی ودو حرفی دینو به کلمه پنج حرفی آزادی فروختند؟کدوم تنبیه نا بجا باعث شد که اونا سنگینی محاسن یه نفر دیگرو روی صورت خودشون حس کنند؟چی شد که خونه تو خونه تویی که همه عشق وزندگیمون بودی وهستی و خواهی بود و خواستیم با آتیش خشممون جهنمش کنیم؟نه خدایا نه .من باور نمی کنم اینا فرزندای همون پدرایی باشند که وجب به وجب این خاکو با قطره قطره خونشون آباد کردند.من باور نمی کنم اینا پسرای همون همت هاو باکری ها وچمران هایی باشند که واسه حفظ وطنشون جونشونو فدا کردند.خدایا نخواه که باور کنم ما نسل سوم همون نسلی باشیم که پدرمون روح ال.. تربیت کرد.مهربونم ما که خوب شروع کرده بودیم ما که با هیچی ایرانمونو ساخته بودیم .اون موقعی که هیچ کس آ بادی مارو نمی خواست با فکر و همت مردو زنمون با یه دست به زانو ویه یا علی پاشدیم .چی شد عزیز ترینم چی شد؟کی وکجا چشمه نا پاکه یه نا محرم به ناموسه وطنمون افتاد؟
آره خدا ...فهمیدم فهمیدم چشم دشمن کجای زندگیمونه. این چشمای نا پاک همین تک چشمی هایی هستند که خودمون با دست خودمون با دست خودمون بالای سر خونه هامون نصب کردیم.همون چشمایی که می خواند ما دنیا وایرانمونو از زاویه دیده اونا ببینیم .نه من نمی زارم به قول سهراب چشمها را باید شست جوره دیگر باید دید. نه خدایا من نمی زارم این گوهری که ارزون به دست نیاوردیم ارزون از دستمون بره.حالا با آقای احمدی نژاد یا آقای موسوی ما آبادی ایرانمونو می خواهیم.جاءالحق وذهق الباطل ان الباطل کان ذهوقا.
وسلام.
وطن اینجا کسی فکر کسی نیست
اگه از گشنگی الان بمیری
برای بردنه نعشت کسی نیست
همیشه از این آهنگ های داریوش که یاس و ناامیدی رو القا می کردند بدم می اومده ولی اگه با این وضع پیش بریم از این شعر هم وضعمون بد تر می شه.
التماس می کنم .عاجزانه در خواست می کنم .و از تموم کساییکه کاری از دستشون بر می آد می خوام که ذره ای کوتاهی نکنند.
ایران هنوز زنده است...
فردا www.dr-chamran.blogfa.com رسما یکساله می شه.در اولین تولدش بخاطر کشته شدگان حوادث اخیر و محکوم کردن این نوع حرکات به سوگ می شینیم.چندین تن از هموطنان عزیزمان بی گناه کشته شدند و هیچ کس مسئولیت مرگشون رو قبول نمی کنه.البته اونها زنده اند و در نزد پروردگار روزی می گیرند.علاوه بر اون خیلی ها مجروح شدند خیلی از اماکن تخریب شدند و...بعضی ها که معلوم نیست به کجا وابسته هستند(!) با لباس شخصی وحشیانه به مردم حمله می کنند به نوامیس ما دست درازی می کنند عزت اونها را خدشه دار می کنند و ایرانی بودنشون رو زیر سوال می برند.لعنت به شما.لعنت.چطور دلتون می آد با خواهر برادرایه خودتون این کار رو بکنید.حقا که قلب شما سنگ شده.
پروردگارا کشور ما . خانه ی آبا و اجدادیمان . خاک ایران .سرزمینی که با پوست واستخوانمان عجین شده . یادگار خون عاشقان بی نشان. را از شر دشمنان مصون بدار.همانها که خودت گفتی قلبشان مریض است همانها که به هیچ صراطی مستقیم نمی شوند.همان خائنین.
http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=12594
برای دیدن وصیت نامه معلم انقلاب دکتر علی شریعتی:
یه کمی از هوای حال و هوای انتخابات دور بشیم.با عرض پوزش از تمام کسانی که درباره ی انتخابات نظر داده بودند.اما عذر من رو از جواب دادن بپذیرید.انتخابات تمام شده است و این آشوب ها فقط برای...سخنان دیروز پدر ملت در نماز جمعه آب سردی بود بر همه ی این قضایا.
دیروز سالروز وفات علی شریعتی بود و فردا سالروز شهادت مصطفی چمران.روزهای غریبیه.روزهای از دست دادن این دو بزرگوار.کسانیکه من در زندگی خودم زیاد از اون ها تاثیر گرفتم.


خودمونی تر...
من شریعتی رو به عنوان یک تئورسین قبول دارم و چمران رو مرد عمل می دونم.شخصیت این دو در کنار هم یک انسان کامل رو می سازه.کسائیکه جامعه ی ما امروز نیاز مبرم به اونها و اندیشه هاشون داره ولی دریغ که آگاهانه یا نا آگاهانه سانسور میشن.(ینقدر حرف دارم که نمی دونم کدوماشون رو بگم.)شریعتی کسی که اسلام علوی رو معرفی می کنه و اون رو با اسلام صفوی تمییز میده.اسلام علوی اسلامی سازنده و پویا ست.اسلام علوی عدالت محور است.ظلم را نمی پذیرد و مظلوم را محکوم می کند.خلاصه ی کلام اسلام علی(ع).اما در مقابل اسلام صفوی ظلم محورست و مظلوم پرور.خرافه گراست و جبر پذیر.بگذارید در این زمینه به مطلبی از ویکی پدیا بسنده کنم:
تشیع علوی، تشیع صفوی
در تحلیل شریعتی از تشیع میان تشیع اولیهای که در دوران علی و صحابهاش تکامل یافت و تشیع تحریف شده توسط صفویان در ایران، تفاوت و تمایز عمدهای وجود دارد. درحالیکه تشیع صفوی از طریق فشار و زور تحمیل شد، تشیع علوی برپایة شناخت و عدالت بود. تشیع صفوی تنها به خلیفه اشاره داشت و نه به نهاد خلافت، به گذشته تملک داشت، نه به حال، به درد زندگی بعد از مرگ میخورد، و نه دوران حیات انسان. هدف تشیع علوی، رهائی شیعیان از چنگال بیعدالتی، حکومتهای زور، و حکام و رهبران جاهل بود. تشیع صفوی نه تنها شیعه را به مذهب تشریفات و شعایر تبدیل کرد، بلکه اصول امامت را نیز تحریف نمود و اصول عمده و اساسی مسئولیت و تعهد در قبال مستضعفین و فقرا را انکار نمود.
...اما مصطفی.مردی از اشک و آهن.لبریز از احساس و منطق.جمع اضداد بود این مرد.شخصیت او مرا به یاد صحابه ی پیامبر در ابتدای اسلام می اندازد.ابوذر عمار...یا به یاد مالک اشتر.از نظر علمی در بالاترین سطح بود ولی زندگی اش در پایین ترین سطح.درحالی که می توانست بهترین زندگی را در ایالت متحده داشته باشد زندگی در لبنان و در مدرسه ی یتیمان را انتخاب کرد.(در سخت ترین شرایط ممکن).صحبت از او بسیار دشوارست:
خدایا تو را شکر می کنم که باب شهادت را به روی بندگان خالصت گشوده ای تا هنگامی که همه راهها بسته است و هیچ راهی جز ذلت و خفت و نکبت باقی نمانده است مسح توان دست به این باب شهادت زد و پیروزمند و پر افتخار به وصل خدائی رسید.
روحشان شاد یاد شان جاوید
۳۰/۳/۱۳۸۸
انتخابات هم تمام شد و آقای احمدی نژاد برای بار دوم در پاستور باقی ماند.به ایشان و تمام هوادارانش این پیروزی را تبریک می گویم.باید به انتخاب مردم احترام گذاشت.
اما هنوز تناقض هایی برای من حل نشده.تناقض هایی که مرا آزار می دهند.از جریان دیروز تخریب چهرهای انقلابی گرفته تا آشوب های امروز .فردا قرار است بر سر این ملت چه بیاید؟خدا می داند.اصحاب قدرت برای فردای این مردم چه تصمیمی گرفته اند؟بازی فردا چه خواهد بود؟
مهندس موسوی آیا آشوب گران از باند شما خط می گیرند؟چرا با احساسات من بازی کردید؟من به شما علاقه ی شدیدی داشتم چون فکر می کردم با بقیه فرق دارید.چون در چشمان شما صداقت را دیدم درد را خواندم و عشق را احساس کردم.آیا شما مسئول مرگ جوانان هستید؟بگویید نیستم بگویید...آیا این آشوب ها زیر سر شماست؟من که باور نمی کنم.شما شعارتان قانون گرایی بود آیا خود قانون گریزید؟من هنوز هم به شما ایمان دارم.نگذارید شاهد پوچ بودن روز ها و شب هایی باشم که به دفاع کردن از شما گذراندم.قسم تان میدهم به مولا علی همان که از آن دم می زنید نگذارید این علاقه به تنفر تبدیل شود.به خاطر همه ی آنهایی که هنوز عاشق ایران هستند.
و اما شما آقای هاشمی .بله. شما مرد بی سر و صدای این روز ها.میرحسین چوب کار های شما را خورد.کجایی که از حقت دفاع کنی؟؟؟چرا وقتی می گویند هاشمی دزد است چیزی نمی گویی؟نکند واقعا این چنین باشد؟اثبات کن رئیس مجلس خبرگان رهبری که این ها همه کذب است.اثبات کن.
زبانم لال نکند این چنین باشد.خدا مرا بکشد.کفر گفتم...
...اما شما آقای احمدی نژاد.اگر موسوی تخریب می کند شما توهین می کنید.شما هنوز ادب صحبت کردن با بزرگتر را نیاموخته ای.شب مناظره را هیچ گاه فراموش نمی کنم.آقای موسوی من دلم به حال شما می سوزه...بگم بگم...تا حالا فکر کردید موسوی چند سال از شما بزرگتره؟آیا مولا امیر با ابن ملجم چنین کرد که شما با موسوی کردید؟برایم سنگین بود وقتی شما موسوی را با طلحه و زبیر مقایسه کردید.یا وقتی در روزنامه منتسب به شما به موسوی گفتند عمر و عاص.آقای رئیس جمهور شما هم باید از خودت در برابر هجمه ی شبهات دفاع کنید.
کاری نکنید که اعتماد مردم از دست برود.
یا علی
حسن یزدانیان.بیرجند
اول آنکه انتخابات مظهر وحدت ملي است و نبايد اجازه داد به انشقاق ملي تبديل شود.
دوم آنکه ملّت ايران هويتي يکپارچه دارد. آنهايي که 24 ميليون رأي به نامزد منتخب دادند، به همان اندازه دل در گرو انقلاب و نظام داشتند که 14 ميليون ديگر؛ چرا که 39 ميليون رأيدهنده وجه مشترکشان دلبستگي به جمهوري اسلامي بود و وجه افتراقشان در رأي به اين يا آن نامزد.
سوم آنکه همهي نامزدهاي فعال در انتخابات و حاميان آنها نبايد بهگونهاي سخن بگويند و يا رفتار کنند که منجر به تحريک و عصبانيت طرف مقابل شود.
چهارم اينکه ايجاد اغتشاش و آشوب، خواست دشمن است و هيچ نسبتي با نامزدها ندارد و امري محکوم است. همگان از نامزدها گرفته تا جمع حاضر (ستادها و حاميان آنها) به صراحت و علني عليه اين اعمال خشونتآميز که بعضاً جنايت است، موضع بگيرند.
پنجم آنکه اشکالات و شبهات نامزدها بايد رسيدگي شود و توسط مرجع قانوني که شوراي نگهبان است تعيين تکليف گردد.
منبع:تابناک
فاجعه ای که قربانی خاموش و بی دفاعش علی است و فاطمه و بعدها دیدیم که فرزندانشان یکایک و اخلافشان همه !
« دکتر علی شریعتی »
با تشکر

دل غمزده و دردمندم آرزوي آزادي ميكند، وروح پژمردهام خواهش پرواز دارد، تا از اين غربتكده سياه، رداي خود را به وادي عدم بكشاند و از بار هستي برهد، ودر عالم نيستي فقط با خداي خود به وحدت برسد.
باز هم مصطفی....
دفاع جانانه رهبر معظم انقلاب از میرحسین در مجلس اول:
من شهادت ميدهم امروز و روز قيامت که تمام اين ادعاها دروغ است و من واقعا تصور نميکردم که کسي راجع به آقاي مهندس موسوي با اين سابقه درخشان يک چنين مطلبي را بيان بکند.

جلسه يکصد و نود و نهم
26 مرداد ماه 1360 هجري شمسي
16 شوال 1401 هجري قمري
مشروح مذاکرات مجلس شوراي اسلامي
صورت مشروح مذاکرات جلسه علني روز دوشنبه بيست و ششم مردادماه 1360 هجري شمسي
جلسه ساعت هشت و بيست دقيقه به رياست آقاي هاشمي رفسنجاني تشکيل شد
.. و اما مطلب بعدی راجع به آقای موسوی است به قول گوینده راستگو که گفت: «ما کنت احسب ان یعیر مثل ذاک الاجمل» درباره همه خیال میکردیم انتقاد بشود، درباره مهندس موسوی من واقعا تصور نمیکردم کسی زبان به انتقاد از ایشان باز کند، اولا بنده ایشان را خیلی خوب میشناسم از همه کسانی که نسبت به ایشان تعریف کردند یا انتقاد کردند بنده ایشان را بیشتر و بهتر و با مدت زمان بیشتری میشناسم آنچه درباره ایشان از گرایشها گفته میشود دروغ محض است و شاهد بر همه اینها روزنامه جمهوری اسلامی است شما کدام ارگان مطبوعاتی را در این کشور سراغ دارید که از روز اول این انقلاب یعنی از روز انتشارش که اندکی بعد از پیروزی انقلاب بوده تا این ساعت در خط مستقیمی که شما اسمش را خط امام میگذارید و درست هم هست حرکت کرده باشد و به این جامعه و به اندیشهها و به ذهنیت عظیم این ملت خط داده باشد و بخصوص مقالاني که خود ايشان نوشته است شما ايشان را به مصدقگرايي متهم ميکند اين بزرگترين بهتاني است که شما به ايشان ميزنيد. ايشان کسي است که خط ملي گرايي را به صورت يک تز، به صورت يک نظريه مطرح قابل قبول در اين زمان با قاطعيت و بطور مستدل در روزنامه رد کرد. اين مقالات روزنامه است و برويد نگاه کنيد متهم ميکند ايشان را به علاقمندي و گرايش به فلان يا بهمان گروهک، کذب محض است اين معنا، من با ايشان معاشرت نزديک داشتهام، من ايشان را ميشناسم، من از ذهنيت ايشان مطلعم و من شهادت ميدهم امروز و روز قيامت که تمام اين ادعاها دروغ است و من واقعا تصور نميکردم که کسي راجع به آقاي مهندس موسوي با اين سابقه درخشان يک چنين مطلبي را بيان بکند. البته باز هم حرف در اين زمينه زياد است که چون وقت کم است و من ميخواهم بقيه را هم بگويم اين است که بحث نميکنم.
حضرت آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری
منبع: روزنامه رسمی. شماره 10869
منبع:http://www.booyeemam.ir/tmain_fa.aspx?lng=fa&mode=art&artid=4461
؟؟؟
عباس پالیزدار که بود؟چه کرد؟الان کجاست؟
عباس پالیزدار در دو سخنرانی خود بیش از ۵۰ تن از مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران را با اسم و اعلام سمت های آنها، متهم به «رانت خواری» و ارتباط داشتن با «مافیای اقتصادی» کرده است.
از جمله مقام هایی که وی در سخنرانی های خود از آنها نام برده است می توان به افراد زیر اشاره کرد: عباس واعظ طبسی، توليت آستان قدس رضوی به همراه فرزندش ناصر واعظ طبسی، آيت الله محمد امامی کاشانی، عضو سابق شورای نگهبان و امام جمعه تهران، محمد يزدی از اعضای سابق شورای نگهبان، مجلس خبرگان، و دبير جامعه مدرسين حوزه علميه قم و رییس سابق قوه قضاييه و فرزندش حميد يزدی، ابوالقاسم خزعلی، عضو جامعه مدرسين و عضو سابق فقهای شورای نگهبان،
علي اکبر ناطق نوری،
رييس بازرسی ويژه دفتر آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، حجت الاسلام معزی، معاون دفتر رهبر جمهوری اسلامی، محسن رفيقدوست، رییس سابق بنياد مستضعفان و از بنيانگذاران سپاه پاسداران، حبيب الله عسگراولادی، دبيرکل موتلفه اسلامی، علی
فلاحيان، وزير اسبق اطلاعات و
علی اکبر هاشمی رفسنجانی به اتفاق فرزندانش.
پالیزدار کجاست؟
آنجا که عرب نی انداخت.
البته هیچ ربطی به انتخابات نداره ها.![]()

حضور موسوی در اصفهان
![]()

به گزارش ايلنا, دانشگاه آزاد اسلامي به منظور رفع هرگونه شائبه ای در خصوص پرونده تحصیلی مشارالیها و تنویز ذهنیت عمومی نکاتی را در این باره به شرح ذیل اعلام می نماید:
- بر اساس سوابق و مستندات موجود در دانشگاه آزاد اسلامی، مدارک تحصیلی خانم زهره کاظمی (مشهور به زهرا رهنورد) کاملاً بی نقص و از هر حیث قانونی و مبتنی بر مقررات آموزشی بوده است. مشارالیها طی ٢ نوبت در سالهای ١٣٦٣
شایان ذکر است آزمون دوره های اول و دوم دکتری دانشگاه آزاد اسلامی منجمله مقطع مورد بحث به صورت غیر متمرکز برگزار گردیده و واحد دانشگاهی به صورت مستقل و مطابق ضوابط نسبت به پذیرش دانشجو اقدام می نموده است. کما اینکه دانشگاه های دولتی هم اکنون نیز دانشجویان مقطع دکتری را از طریق آزمونهای غیرمتمرکز جذب می نمایند. نکته حائز اهمیت اینکه فرم پستی درخواست ثبت نام در آزمون و ریزنمرات و رتبه مشارالیها در کنار سایر شرکت کنندگان در آزمون واحد علوم وتحقیقات در پرونده تحصیلی ایشان مضبوط است که وجود این مدارک و نیز سابقه یک نوبت مردودی در آزمون ورودی مورد نظر، همگی حاکی از جریان طبیعی و روال کاملاً عادی در پرونده تحصیلی ایشان می باشد. لذا مشارالیها دارای نمره و رتبه آزمون بوده لیکن به دلیل ضوابط حاکم بر صدور مدارک تحصیلی دکترا و غیرمتمرکز بودن این آزمون در مقطع زمانی مذکور در گواهینامه موقت تحصیلی خانم رهنورد درج نگردیده است. کما اینکه درج اطلاعات مذکور در گواهینامه موقت تحصیلی از ویژگی های شیوه آزمون متمرکز دکتری است که به دنبال مقررات جدید معمول گردیده است و مدارک دکتری دیگری در مقطع زمانی مورد بحث صادر گردیده اند که فاقد نمره و رتبه می باشند.
از سوی دیگر ارائه مدارک کارشناسی ارشد به عنوان شرط ادامه تحصیل در مقطع دکتری نیز ضابطه ای است که به دنبال تصویب مجلس شورای اسلامی و بر اساس تبصره ١ ماده ٨ آیین نامه اجرایی ماده واحده «قانون تائید رشته های دانشگاهی دانشگاه آزاد اسلامی» از سال ١٣٦٩ مقرر گردیده و تا قبل از آن، اشتغال به تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی در هر مقطع، مستلزم دارا بودن مدرک پایه قبلی نبوده است. بنابراین شرکت خانم رهنورد در آزمون دکتری سال ١٣٦٤ واحد علوم وتحقیقات منوط به دارا بودن مدرک کارشناسی ارشد نبوده و از این حیث هیچ گونه تخلفی صورت نگرفته است.
- به دنبال تصویب مقررات جدید آن دسته از دانشجویان شاغل به تحصیل در مقاطع گوناگون دانشگاه آزاد اسلامی که فاقد مدرک تحصیلی پایه بوده اند، ملزم به گذراندن مقطع قبلی و دریافت مدرک فارغ التحصیلی می شوند. بر این اساس خانم رهنورد نیز در سال ١٣٦٩ در دوره کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی شرکت نموده و ضمن موفقیت در مقطع مذکور در سال ١٣٧٢ مدرک کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی را در یافت می کند.
توضیح آنکه مدرک دکتری خانم رهنورد در سال ١٣٧٤ در پی ٩ سال اشتغال به تحصیل در واحد علوم و تحقیقات و پس از آنکه مطابق ضوابط جدید مدرک کارشناسی ارشد خود را نیز ارائه نموده است صادر گردیده و از هر حیث مطابق ضوابط قانونی بوده است.
پايان پيام
کد خبر : 58372

« به خدا سوگند اين كفشهاي بي ارزش براي من , از حكومت بر شما محبوبتر است مگر اينكه حقي را بپا دارم يا جلوي باطلي را بگيرم . »
«بپرهیز از اینکه خود را در عظمت با خدا برابر داری یا در کبریا و جبروت، خود را به او همانند سازی که خدا هر جباری را خوار کند و هر خودکامهای را پست و بیمقدار سازد»
«كار امارت تو برايت طعمه و وسيله كسب مال نيست . بلكه امانتي بر گردن توست . و بايد به خوبي از آن حفاظت نمايي . »
« كارگزار خود را , در امور پنهاني و اعمال مخفي و كردار پوشيده اش به پرهيزكاري و ترس از خداوند دستور مي دهم , جائي كه غير از خدا حاضر و ناظر نيست و به جز او , نگهبان و كسي كه كار به او واگذار مي شود . نمي باشد . »
« بدترين وزيران تو وزيري است كه پيش از تو , وزير اشرار و بدكاران و در گناهان (كارهاي ناشايست ) با آنها شريك بوده , پس چنين كسي نبايد از خواص و نزديكان تو باشد , آنان يار گناهكاران و برادر (همراه ) ستمگران هستند . »
« جانشين كار خود را فردي مورد اطمينان و خيرخواه از يارانت قرار ده . »
منبع:http://www.goonagoon.org




