عشق خواهر آزادی است و آزادی برادرش ؛ و غصب و اسارت مادر و پدرشان
دکترعلی شریعتی
پارادوکس شريعتي - سروش
|
گفت وگو با عليرضا علوي تبار ثمينا رستگاري
|
|
|
|
چه بسيار نام ها که در گذر ايام گرد فراموشي بر آنها مي نشيند و با ورق خوردن برگ هاي تقويم، ياد آنها از خاطره ها مي رود. نام برخي ديگر در صفحه يي از تاريخ نوشته مي شود و سالمرگ يا زادروزشان ديگران را به صرافت آنها مي اندازد. شريعتي جزء هيچ کدام از اين دو دسته نيست. حضور او منوط به هيچ مناسبتي نيست. نامش به بهانه هاي مختلف در سرشناسه بسياري از اتفاقات به چشم مي خورد. در زمان شورهاي انقلابي حضور دارد و در وقت شکيبايي اصلاح طلبي نيز باز به بقاي خود ادامه مي دهد و هيچ کس نمي داند که سر اين ماندگاري چيست؟ آيا هميشه بودن او به دليل يکتا بودنش است و اينکه ديگر کسي در قامتي بلندتر از او ظهور نکرد تا شريعتي به سايه نام او تبعيد شود؟ آيا ديگراني بزرگ تر از او آمدند اما از اقبال داشتن فرزندان و طرفداراني وفادار و مومن بي بهره بودند؟ |
.::ادامه مطلب::.
خدايا ! تو را همچون فرزند بزرگ حسين بن علي سپاس مي گزارم که ؛ دشمنان مرا از ميان احمق ها برگزيني که چند دشمن ابله نعمتي است که خداوند تنها به بندگان خاصش عطا مي کند .
خدايا ! بر اراده ، دانش ، عصيان ، بي نيازي ، حيرت ، لطافت روح ، شهامت و تنهايي ام بيفزاي.
خدايا ! اين الهام مقدسي را که به "روسو" الهام کرده اي هرگز از ياد من مبرکه :"من دشمن تو و عقايد تو هستم ، اما حاضرم جانم را براي آزادي تو و عقايد تو فدا کنم!"(ادامه دارد)
