تبليغاتX
وبلاگ شهيد دكتر چمران

با تشکر از معصوم.لطف کردید.باز هم از این کار ها بکنید.dr-chamran

خانم عطایی سلام
می خوام جواب سوالتون از خدا رو من بدم. این سوال که خدایا ما کجا اشتباه کردیم؟
ما همونجایی اشتباه کردیم که آیه "لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی" را خواندیم و نفهمیدیم معنی آن چیست. بگذارید بنویسم معنیش را چون باور دارم هر چقدر هم که معینیش تکرار شود باز کم است.
"هیچ اجباری در دین وجود ندارد براستی که راه درست از راه نادرست بطور آشکار روشن است"
ما این را خواندیم و از ضعف ایمان خود باور نکردیم که روح جوانانمان میتواند در فضایی کاملا آزاد را حق را تشخیص دهد به گفته صریح خود قران.
پس چه شد؟
آمدیم و در همان اول انقلاب به بهانه دین تمام ظواهر زهد را بر جوانان تحمیل کردیم، بگذارید صریحتر بگویم بعنوان مثال حتی سر اقلیتهای مذهبی خود نیز روسری پوشاندیم، اشتباه نکنید من خودم چادر را انتخاب کرده ام و گفتن زدن این مثال از روی عقده پوشش اجباری نیست.
ما ریش را نشانه مسلمان بودن و اجباری برای تمام ادارات قرار دادیم و برای مردان لباس آستین کوتاه پوشیدن را نشانه دشمنی با اسلام قلمداد کردیم. هنوز یادم می آید که در دبیرستان وقتی جوراب سفید میپوشیدیم از نمره انظباطمان کم میشد و من همیشه منافات این مسئله با روایتی از پیامبر در مورد پوشیدن لباسهای سفید و پاکیزه را بارها مرور میکردم و تنها نتیجه ای که می گرفتم این بود که ما در این جامعه هر بلایی دلمان بخواهد بر سر اسلام خواهیم آورد که نتیجه آن اسلام گریزی جوانان از اسلام خواهد بود.
آری شما راست می گویید جوانان ما از اسلام گریزانند ولی آن اسلامی که طی این چند سال توسط اینگونه جریانات به جوانان ما شناسانده شده است.
کلمه پنج حرفی" آزادی" که به آن اشاره کردید باید بگویم که هنوز معنی آن را هم نمی دانید این جوانان آزادی می خواهند تا خود اسلام را آنگونه که هست بشناسند
چون آنگونه که شناسانده اند من نیز رغبتی به آن ندارم.
به قول دکتر شریعتی، اسلام دین" نه" است و من دین آری را هرگز نخواهم خواست.
من از شک به یقین رسیدن را برای جوانان کشورم آرزو میکنم که اینگونه اسلام آوردن دژی محکم از ایمان در برابر دشمنان اسلام خواهد کشید.

 

+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 12:50 توسط حسن یزدانیان |