تبليغاتX
وبلاگ شهيد دكتر چمران

باتشکر ویژه از خانم عطائی.dr-chamran

خواهر عزیزم معصومه جان سلام

خواستم در جوابه حرفات حرفایی رو که واسه گفتن داشتم بنویسم.اول بزار یه مسئله رو واست روشن کنم.اگر تو خواهره عزیزم یه خواهره چادری هستی که چادرشو با یقین انتخاب کرده من هنوز به یقین نرسیدم واگر هم گاهی سرم میکنم واسه دله عزیزمه (مادر بزرگ)که فکر می کنه همه نجابت یه دختر به چادرشه.حالا از این حرفای بی منطق که بگذریم اصل حرفم:

امام حسین واسه چی شهید شد؟واسه چی 72 تا از عزیز ترین کساشو سپر بلا کرد ؟ واسه چی حتی از خون فرزند 7 ماهشم دریغ نکرد؟آره میدونم که میدونی اینا همه سوالاتی از نوعه استفهامه انکاری بود.آره واسه امربه معروف ونهی از منکر.اما تا حالا فکر کردی حسین در چه زمانی این کارو کرد؟در زمانی که هنوز 100 سال هم از اومدن پیامبر نگذشته بود.هنوز هم می شد کسایی رو پیدا کرد که اسلام ناب و بدونه واسطه رو از محمد دریافت کرده بودند.هنوز صدای گرم محمد توی گوشه همه بود.ولی ما انسانها زود نامردی میکنیم. زود حرفایه قشنگو یادمون میره.به نظر شما چرا حسین بیخیال نشد؟چرا نگفت خدا که گفته لا اکراه فی الدین؟هرکسو توی قبر خودش می زارندبه من چه؟ چرا نگفت من که نباید بهشون بگم اون اسلامی که من بهشون بگم که دیگه اسلام نیست؟تا حالا به اینا فکر کردی؟دوم.گفتی اول انقلاب چادر سر یه عده کردند.حالااگر از منطقم که بگذریم همیشه عرف در این نیست که حق با اکثریته؟اونا اکثریتی بودند که خودشون به این کار راضی بودند.حالا به نظرت حداقل واسه اون اسلامی که جمهوری مون داره یدک میکشه نباید یکم هم حق به اونا بدیم؟.سوما:در جواب حرفتون که گفتید شما معنی آزادی و نمی فهمید.میشه به من بگید آزادی یعنی چی؟من که توی این 20و چند سالی که عمر از خدا به امانت گرفتم غیر از این نفهمیدم.تا همیشه حرف از آزادی شده حرفه غربیارو پیش کشیدند که ببین اونا آ زادی دارندو.........آنگاه شیطان آدم وحوا را به وسوسه فریب داد تا زشتیهای پوشیده آنان پدیدار شد وبدروغ گفت خدا شما را از این نهی کرد جز براینکه مبادا در بهشت دو پادشاه شوید یا عمر جاویدان یابید.سوره اعراف آِیه 20.

ای مردم اگر از یاری حق باز نمی نشستید ودر خوار ساختن باطل سستی نمی ورزیدید کسانی که هم پایه شما نبدند در شما طمع نمی کردند ومدعیان نیرومندی بر شما سروری نمیافتند. ولی شما چون قوم بنی اسراییل سر گردان شدید به جان خودم که سرگردانی شما چند برابر افزون خواهد شد.........خطبه 165 نهج البلاغه.


+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 18:5 توسط حسن یزدانیان |