در جواب خانم عطایی ذکر دو نکته حائز اهمیت است:
1)چرا قرآن آخرین کناب آسمانی است و چرا محمد (ص) خاتم الانبیا؟مگر نه اینکه سطح فهم و درک مردم به اندازه ی کافی رشد کرده بود؟مگر نه اینکه این روند به صورت صعودی رشد کرده تا امروز؟
می دانیم در زمان پیامبر هم یهودیان در مدینه در کنار مسلمانان زندگی می کردند و مطابق آیین خود رفتار می کردند ومحمد (ص) آنها را به رسمیت می شناخت و حتی با آنها پیمان بست.حسین(ع) برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد درست.اما نهی از ظلم ستیزی و اسلام معاویه و امر به آزادی و آزادگی.قیام حسین(ع) عین آزادیخواهی است.
2)به 3 بند از منشور حقوق بشر اشاره می کنم:
۱.ماده ٢
هر كس میتواند بی هيچ گونه تمايزی، به ويژه از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دين، عقيده سياسی يا هر عقيده ديگر، و همچنين منشا ملی يا اجتماعی، ثروت، ولادت يا هر وضعيت ديگر، از تمام حقوق و همه آزادیهای ذكرشده در اين اعلاميه بهره مند گردد.
به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد كه مبتنی بر وضع سياسی، قضايی يا بين المللی كشور يا سرزمينی باشد كه شخص به آن تعلق دارد، خواه اين كشور يا سرزمين مستقل، تحت قيمومت يا غير خودمختار باشد، يا حاكميت آن به شكلی محدود شده باشد.
۲.ماده ١٨
هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه، وجدان و دين بهره مند شود. اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد، در قالب آموزش دينی، عبادتها و اجرای آيينها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی، به طور خصوصی يا عمومی است.
۳.ماده ١٩
هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق، مستلزم آن است كه كسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در كسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افكار، به تمام وسايل ممكن، و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.
این در جواب اینکه حق با اکثریت است و اقلیت مجبور به تبعیت از اکثریت هستند.
اما در جواب معصوم:
آیه ی شریفه ی "لا اکراه فی الدین" برای زمان پذیرش اسلام است.در پذیرش اسلام هیچ اجباری نیست.اما اگر اسلام را پذیرفتی شایسته است که آنگونه که اسلام خواسته رفتارکنی و تسلیم در برابر حق باشی.البته اسلام ناب محمدی.اسلامی که سازگاربا هر زمان و مکان است.نه اسلام خشک و متحجرانه.
ببخشید به خاطر نقص های موجود.حوصله ی تفصیل و تفسیر را ندارم.اگر شبه و ابهامی هست بفرمایید تا رفع شود. dr-chamran

